حكيم ميسرى

پيشگفتار 6

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

مده كس را دو مسهل در يكى روز * مشو ناباك استادى بياموز ( 724 ) * * * طبيب آن به كه او اين نيك داند * كه بر بيمار دردش چند ماند نگه كن تا بگويم گر بدانى * و گر پرسندت از اين در نمانى ( 4287 و 4288 ) * * * كسى كو را طبيبى آرزو خاست * ز دانش‌ها همه اين دانشش خواست نخست آن به كه علم نبض جويد * سخن در بول و اندر نبض گويد ( 4353 و 4354 ) ميسرى عقيدهء خود را در معالجهء بعضى امراض صريحا بيان مىكند . از آن جمله معالجه از طريق حقنه را نمىپسندد و مضرّات اين روش را بيش از منفعتش مىداند ؛ در معالجهء بيمارى « سبات » گويد : و گر بهتر نگردد حقنه بايد * كه اين علّت به حقنه به‌گشايد مگر من حقنه را نسخه نكردم * درين نامه به دو حيله نكردم ز كتب اوستادان باز جويش * پس آنگه دردمندان را بگويش و گر حقنه نسازد كس ، به آيد * اگرچه دردها را هم گشايد كه كارى زشت باشد سخت حقنه * از او در تن بود بسيار فتنه ( 870 تا 874 ) وقتى كه طبيب در جرّاحى تخصّص نداشت . رسم پذيرفته شده از قديم الايّام چنين بود ، كه پزشك در امور جرّاحى مداخله نمىكرد و اين كار را بعدهء جرّاح مىگذاشت در سوگندنامهء بقراط ( قرن پنجم قبل از ميلاد ) چنين آمده است : « . . . هرگز چاقو به كار نخواهم برد ، حتى اگر كسى را گرفتار سنگ مثانه ببينم و اين كار را بر عهدهء جرّاحان حاذق و چيره‌دست خواهم گذارد « 1 » » ؛ حكيم ميسرى

--> ( 1 ) - ويل‌دورانت ، تاريخ تمدن ، ترجمهء مجتبائى كتاب دوم ص 155 ص 156 .