حكيم ميسرى
مقدمه 24
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
زمينى ديگر آسمانى هر دو سبب تغيّر هواى يك ناحيّت شوند ، اما آنچه آسمانى است دو است يكى دورى و نزديكى آفتاب است به سمت رأس چنان كه اندر باب پنجم از اين گفتار ياد كرده آمده است و دوم آنكه گاهى شعاع ستارهاى يا دو يا بيشتر با شعاع آفتاب يار شوند و گاهى نه و بدان سبب طبع فصلهاى سال بگردد و اگر اين شعاعها نبودى هميشه هر فصلى از فصلهاى سال بر يك نسق نبودى . آنچه مشترك است يكى است و آن عرض شهرهاست و پنج باقى زمين است يكى بلندى و نشيبى زمينها ، دوم نزديكى و همسايگى كوه ، سوم نزديكى و همسايگى دريا ، چهارم گذر بادها ، پنجم حال خاكها ، اما تغييرى كه به سبب شعاع ستارگان باشد چنان است كه هرگاه كه شعاع ستارگان با شعاع آفتاب پيوسته گردد و فروتابد عنصر آتش گستردهتر شود و لختى از حيّز هوا يعنى جاى هوا بگيرد و هوار او زمين را بتفساند و بدان سبب فصل سال از طبع خويش بگردد و گرمتر شود و هرگاه كه اين شعاع از شعاع آفتاب دور باشد آفتاب عنصر آتش را از حيّز خويش بجنباند و هوا و زمين چنان تفسيده نشود بدين سبب فصل سال بر طبع خويش باشد . . . « ص 121 » « شبيه به خاصيّت پنىسيلين » در كتاب عجايب المخلوقات مطلبى آمده و به احتمال قريب به يقين از خاصيّت پنىسيلين گياهان خبر داده است مؤلف مىنويسد : « در دار درختى است كدوها از آن پديد آيد چون بشكنند رطوبتى در آن بود جمله پشه گردد چيزى از آن بريزد چون آرد ، بر ريشها كنند نيك گردد به رطوبت وى نقاشان زرورق دوسانند به غايتى لطيف بود « ص 312 » واقعهاى جالب ؛ مطلب بالا دو واقعه را براى نويسنده تداعى مىكند : مسافر بودم و شب در قريه « ناو » از قراء اسالم ( گيلان ) ماندگار شدم ، اين ده در دامنه شرقى گريوه معروف خلخال ( از گريوههاى البرز ) قرار گرفته است ، صاحبخانه هيزم خرد مىكرد گوشه تبر از كنده هيزم منحرف مىشود و به پايش اصابت مىكند سروصدايى بلند شد من هم بيرون دويدم صاحبخانه را ديدم كه بريدگى پايش را با دست گرفته و به زبان طالشى به همسرش چيزى گفت عيالش با عجله رفت و برگشت ميوهاى خشك شده آورده بود كه قهوهاى رنگ و شبيه قوزه پنبه بود آنها را باز كردند از ميانشان گردى قهوهاى رنگ بيرون ريخت آن گرد را بر جاى بريدگى پاشيدند بعد از چند دقيقه زخم را بستند از آنها علّت اين كار را پرسيدم ، گفتند خاصيّت اين گرد آنست كه اولا خون را بند مىآورد و ثانيا نمىگذارد زخم عفونت پيدا كند .