حكيم ميسرى

مقدمه 18

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

محيط زندگى بيمار و بازدم و بوى بدن بيمار و ترشحات و جامه و يا به وسيله وسايل زندگى كه به نحوى با او در تماس است حتى به وسيله خاك‌آلوده منزل مريض سرايت مىكند . و چون عامل بيمارى با چشم قابل رويت نبود تجربيات آنان از اين حدّ فراتر نرفت و نتيجه و فايده‌اى كه از اين يافته‌ها به دست آوردند اين بود كه بيمار را از ديگران جدا نگهداشتند و پرستاران را به رعايت بهداشت آشنا كردند وضع به همين منوال بود تا آنكه ميكروسكوپ اختراع شد و بعضى از ناديدنىها ديدنى شد ، و تجربه‌هاى پزشكان قديم با اين ابزار تحت مطالعه و بررسى قرار گرفت و انسان را به كشف عامل بيمارى مفتخر ساخت براى پيشگيرى از گسترش بيمارى دانش ميكرب‌زدايى پيدا شد و پيشرفتهاى بزرگ نصيب بشر گرديد . عجيب است كه در قديم گندزدايى رايج بود ، با خوش‌بوى كردن هوا و به كار گرفتن بعضى از داروها اين عمل را انجام مىدادند . « سركه » پزشكان قديم به تأثير سركه كه خاصيت اسيدى دارد در نابود كردن عامل ناشناخته بيمارى پى برده بودند . چنان كه براى از بين بردن عامل « و با » در كتب طب قديم به كار بردن سركه توصيه شده است نظر آنها در اين توصيه صائب و مطابق موازين علمى امروزه بوده است . به‌طورىكه در قرن حاضر نيز براى از بين بردن عامل و با كار بردن سركه را توصيه مىكنند . چنان كه مىدانيد در سال 1357 بيمارى شبه و با « آلتور » از سرزمين‌هايى كه اين بيمارى بومى آنجاست به زمين ما نيز سرايت كرد . وزارت بهدارى براى جلوگيرى از گسترش بيمارى از طريق رسانه‌هاى گروهى ، راديو ، تلويزيون و حتى روزنامه به مردم هشدار دادند و توصيه كردند كه : سركه به مقدار دو و نيم درصد ( يك استكان سركه در سه ليتر آب ) براى ضد عفونى ميوه و سبزى مؤثر است و مىتواند عامل بيمارى « و با » را معدوم نمايد . هزار سال پيش از اين يعنى در قرن چهارم هجرى ابو بكر احمد اخوينى بخارى كتابى در طب بنام « هداية المتعلمين » نوشته است و در آن كتاب در باب تبهاى وبائى پس از شرح علامت بيمارى مىنويسد : « چون اين علامت را ديدى بدان زمين ، يقين بدان كه تبهاى وبائى آمده است علاج كن به سركه و غذاها و شرابهاى ترش و قابض چنان كه ياد كردم و اگر نيابى : يخ آب و سركه بارى يا بى ، بدين علاج همى كن ، و بدوغ و ترف ، و جهد كن تا طعام خورد چه خداوند اين تب غذا نخواهد ، و جاى خواب به جايى خنك كن و برگ بيد افكن آنجا ، و همچنانكه گفتم ، و جايها و جامه‌ها به سركه تر كن و به صندل و گلاب و كافور خوش‌بوى كن هرچند بتوانى و زمين خانه و فرش و پرده‌ها هرچه بود همچنين كن ، و چند سطر بعد تكرار مىكند و مىگويد : « و به روزى چند بار سركه و گلاب بر زمين خانه بايد زدن تا بدين حيله مگر برهند از اين و با » . با توجه به عبارت بالا كه سفارش مىكند زمين خانه‌اى كه بيمار در آن است و