ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
807
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
زود به حال طبيعى باز آيذ و كر دراز آهنك آمذه بوذ دير باز ايذ به حال طبيعى ، و بكرمابه اندر آمذن از « 1 » اول نبض را عظيم كرداند باز نرم كرداند جنانك حركت صلب كرداند به آخر ، باز از بس « 2 » آنك « 2 » عظيم كرداند سرعت بفزايذ و تواتر بفزايذ ، و باز جن بكرمابه دير بمانذ نبض صغير كردذ و بطى و متفاوت و ضعيف ، و « 3 » بوذ كه سرعت و تواتر بجاى بوذ و عظم و قوّت بكاهذ جن سخت بسيار نبوده بوذ ، و طعام خوردن جن بسيار خورد از اوّل نبض را « 4 » ضعيف كردانذ و صغير ، باز جن بكواريذن كيرذ نبض را عظم بفزايذ و قوّت بفزايذ ، باز جن نكوارذ و شتاب كند « 5 » نبض مختلف كردذ ان اختلاف كه ورا منحل خوانند و ياذ كردم ترا بباب تعرّف اجناس النبض ، باز شراب مسكر به اول نبض را عظيم كرداند و سريع و متواتر و قوى و لكن زود بنشيند « 6 » و به حال طبيعى باز آيذ ، باز غذاهاء كرم نبض را بكردانند به مقدار غذا كردن اكر بسيار غذا بوند « 7 » و بغايت كرم بوند « 7 » جن كوشت حيوانى كرم مزاج نبض را عظم و تواتر و سرعت بفزايذ ، باز اكر سرد بوذ و كمغذا نبض را صغر و بطات و تفاوت بفزايذ ، و خشم مر نبض را شهوق بفزايذ و بلند كرداند و سريع و متواتر ، « 8 » و بيم « 9 » مر نبض را مختلف كرداند و سريع و متواتر « 8 » و مرتعش ، و غم مر نبض را ضعيف كرداند و كران و بطى و متفاوت و سبب ضعف قوت و كمى حاجت « 10 » ، و شاذى مر نبض را قوى كردانذ و بر و نرم و لكن ( f . 648 ) سريع و متواتر نبوذ و سبب صحّت قوّت كحاجت « 11 » بعظم تمام كند ، و نبض آنكس كه از خواب مفاجا بيدار كردذ و
--> ( 1 ) - ف : « از » ندارد ( 2 - 2 ) - ف : كه ( 3 ) - ف : « و » ندارد ( 4 ) - ف : افزوده . عظيم ( 5 ) - ب ه : ظ . باز جون نكوارد و ثبات كند ، خ ( 6 ) - ب ه : با . . . ( 7 ) - ف : بوذ ( 8 - 8 ) - ف : ندارد ( 9 ) - ب ه : ظ . سخت ( 10 ) - ب ه : بود ( 11 ) - ب ه : ظ . كمى حاجت بعظم تمام كند