ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

777

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

بربندذ و بدين باتيله كى شراب « 1 » بزند ( f . 622 ) اندر فكند تا « 1 » آن‌همه بجوشذ و هر زمانى ان « 2 » را بفشارذ تا قوّت اين « 3 » داروها اندر ان شراب خورذ جن تمام شذ بردارذ از آتش . و « 4 » تدبير بيران « 4 » جنان بايذ داشتن كه غذاهاى ايشان كرم و نرم بوذ ، و بيوسته شكم آرند باندكى مصطكى و صبر ، و كر معدهء ايشان سرد كردذ جوارش « 5 » فلافلى و فنداذيقون و جوارش « 5 » فوتنجى به كار دارند « 6 » ، و شراب بسيار خورند وز « 7 » يخ‌آب حذر كنند خاصه بزمستان ، و ميبه و خنديقون به كار دارند « 8 » بزمستان « 9 » و سكنكبين سفرجلى با افاويه به كار دارند « 8 » بتابستان ، و كر بتوانند رياضت به كار دارند ، باز اكر بيماريهاء بلغمانى بديد آيذشان از ان بابها كى ياذ كردم يارى خواه اندر كار ايشان . و تدبير كوذكان طفل كه از مادر بيايند همان ساعت بروغن زيت و نمك اندامهاى ايشان « 10 » بمالند تا بوست سخت شوذ باز اندكى انكبين دهند بيش از شير تا شكم باك شوذ از اوساخ كبوقت بار كرد آمذه بوذ اندريشان « 11 » ، و باز شير دهندشان بدان مقدار كه بخواهند و بكريند و بيشتر نه ، و دايم كاواره « 12 » بجنبانند بلحن و آواز « 13 » خوش « 14 » تا بخواب اندر روند ، و دايم بشب جراغ دارند ، و شب و روز مادر و دايه ايشان را جيزى همىكويند بآوازى معتدل تا تيزكوش و تيزهوش و تيزحواس ايند كى آن سخنان را كوش دارند و دلشان « 15 » باز « 15 » كراينده كردذ ، و دايم نكاه دارند تا شكم ايشان باذ نكيرد

--> ( 1 - 1 ) - ف : پزند اندر افكنذ تا با ( 2 ) - ف : افزوده . ركو « ب ه » و « م » : افزوده . صره ( 3 ) - ف : ان ( 4 - 4 ) - ف : باز تدبير ان ( 5 ) - ف : كوارش ( 6 ) - ف : به كار دارذ ( 7 ) - ف : و از ( 8 - 8 ) - ف : ندارد ( 9 ) - ب ه : ظ . بر تشنكى ( 10 ) - ف : افزوده . را ( 11 ) - ف : اندر ايشان ( 12 ) - « ف » و « م » : كاهواره ( 13 ) - ف : اوازها ( 14 ) - در « ب ه » كلماتى ناخوانا افزوده است م : افزوده . ايشان را همىنوازذ ( 15 - 15 ) - ف : بذان