ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
558
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
بيرون بايذ كردن و باز علاج بايذ كردن تا كوشت برآرذ ، و بدانك اكر ورم بمفاصل بوذ نبايذ كافنيذن « 1 » ( f . 447 ) جه هيج به نشوذ ، و ببايذ دانستن كه استفراغ قوى بايذ كردن و استفراغ دو كونه بوذ يكى كه خلطى حاصل شده را بيرون آرذ بداروى كه بوى مخصوص بوذ « 2 » از جهت اسهال يا از جهت قى يا از جهت نشتر كه « 3 » خون بيرون ارى « 3 » ، و ديكر بكرسنه « 4 » بوذن و حذر كردن « 5 » تا مايهى بذ بكرسنكى از تن كم شوذ و حذر كردن « 5 » از ان اسباب كه ديكرباره مايهء بذ كرد آرذ و مولد اين اخلاط بوذ خواهى طعام كير و « 6 » خواهى شراب و خواهى بطالت « 7 » و خواهى كمى « 8 » رياضت و كرمابه و جماع و آنج بدين مانذ ، و باز مفاصل خود را قوى كردانيذن « 9 » تا اينجنين مواد بذ نبديرذ و آن بداروهاى قابض بايذ كردن و اين بيش از نوبت بيمارى بايذ كردن ، و اين بيمارى را نوبت بوذ همجنانك صرع را بوذ ، و بوذ كه اين كس را خون رفته بوذ از مقعد و اكنون باز استاذه بوذ و آن خون بمفاصل افتاذه بوذ به همان نوبت كه خون آمذى اكنون وجع المفاصل دموى آرذ ، و نيك تعاهد بايذ كردن و بيش از نوبت استفراغ قوى بايذ كردن و از ان اسباب و « 10 » آن اغذيه حذر بايذ كردن و الا نبايذ كى سبب كردذ مر « 11 » مرك مفاجا و ربو « 11 » و سرسام و فالج و سكته را ، و نشان مرك مفاجا خفقان بوذ انكاه كميل سوى دل كند اين خلط ، و علامت ربو « 12 » ضيق النفس بوذ ، و علامت فالج تيره كشتن حواس و استرخا يك شق ، و نشان سكته تيركى حواس و
--> ( 1 ) - م : كافيذن ( 2 ) - ف : مخصوص است ( 3 - 3 ) - ف : به خون بيرون آيذ ( 4 ) - ب ه : و تشنه ( 5 - 5 ) - ف : ندارد ( 6 ) - ف : « و » ندارد ( 7 ) - ب ه : يعنى رياضت ناكردن ( 8 ) - ف : « كمى » ندارد ( 9 ) - ب ه : و احوال اينهمه نكاه بايد داشتن ( 10 ) - ف : افزوده . از ( 11 - 11 ) - ف : مرك مفاجا را و ربو را ( 12 ) - ف : افزوده . و