ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

522

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

وى زهرهء كاو كند « 1 » بشايذ « 1 » و شافه كند و بردارذ نيك آيذ « 2 » . و آن داروها « 3 » كه حيض فرود ارند و خوردنى بوند « 4 » فربيون بوند « 4 » و افتيمون و خزميان و بلبل و انيسون و فطراساليون و سبندان دراز و سبندان سبيد و شونيز و برك وذن كوهى و جويبارى و شاخ فريژ و انيسون « 5 » و ايرسا ( f . 418 ) و سعد و فقاح « 6 » اذخر و سنبل و سليخه و دارجينى و مر و مشك طرامشيع و راسن و اشق و صغبين و جاورشير ، و بجمله هر جيزى كبول فروذ آرذ « 7 » آن جيز حيض فرود آرذ « 7 » ، و بايد تا از اول بداروهاى نرم علاج كنى « 8 » باز بداروهاء ميانه ، اكر برنيايذ انكاه بداروهاء قوى ، و بدانى كه اكر قوّت اين داروها كه حيض فروذ آرذ افزون آيذ از مقدار حاجت ، مر حيض را بسوزاند و ببندذ و انكاه بيم آن بوذ كه بدق افتد و هلاك شوذ . و اكنون نيز ياذ كنم هم از ان داروها كه بخورذ « 9 » حيض فروذ آرذ هر جند ياذ كردم لختى تا توانكر « 10 » باشى اندر كاركرد اين . [ صفت ] « 11 » طبيخى نرم كه بشايذ هم به اول « 12 » : بكيرذ لوبياء سرخ و حلبه از هر يكى يك كف روينه و انيسون از هر يكى بنج درم سنك سداب خشك سه درم سنك ، ببزد اين‌همه را بسه رطل آب تا بيك رطل باز آيذ ، و انكاه از وى بخورذ جهارده ستير كرم حيض فروذ آرذ . ديكرى « 13 » ازين قوىتر ، [ صفته ] « 14 » : بكيرذ لوبيا سرخ يك كف كاشم ده درم سنك تخم سبند بنج درم سنك فطراساليون هفت درم سنك ، ببزذ اين همه را بجهار رطل آب تا بيك رطل باز آيذ ، شربتى جهارده ستير با يك

--> ( 1 - 1 ) - ف : روا بوذ ( 2 ) - ف : خوب آيذ ( 3 ) - ف : افزوده . را ( 4 ) - ف : بوذ ( 5 ) - ف : « و انيسون » ندارد ( 6 ) - ف : لفاخ ( 7 - 7 ) - ف : ندارد ( 8 ) - ف : علاج كنذ ( 9 ) - ب ه : و ( 10 ) - ب ه : افزوده . تر م : تاتواكه ( 11 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 12 ) - ب ه : كار - و حيض بكشايد ، صح ( 13 ) - ف : « ديكرى » ندارد ( 14 ) - قياسا افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود