ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

459

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

معده بود علاج آماس معده كند ، و اكر بوست شكم كرم شذه بوذ ضمادهاى خنك انجا برنهد ، باز اكر [ از ] « 1 » ضعيفى « 2 » كرمى معده بوذ و شكم نرم دارذ « 3 » كلنكبين به كار دارذ و انيسون و مصطكى و عود هندى با وى بايذ ، و از بس وى كلاب كه كرم كرده « 4 » بوذ خورذ و دايم زيره را بخايذ « 4 » و علك شاخ و سكنكبين بزورى بايذ و « 5 » سكنكبين عنصلى ، و از همه دانكوها حذر كند و از « 6 » غذاها باذانگيز بخاصه انكور و مروذ « 7 » و سيب و آبى ، و آن حقنها و شافها كياذ كردم به كار دارذ ، و اكنون ياذ كنم شافه‌اى كباذ بيرون ارذ : [ زيره ] « 8 » و بوره و برك [ سداب اين ] « 9 » همه را بكوبذ و با انكبين جمع كند و لختى ( f . 367 ) شنفته با وى يار كند تا شافه كردذ و بردارذ به روزى جند بار و اين دارو قوى آيذ ، و اكنون ياذ كنم صفت قرص انبربارس « 10 » ، [ صفت وى ] « 11 » : بكيرذ عصاره زرك يا زرك كوفته جهار درم سنك تخم خيار و مصطكى و طباشير از هر يكى دو درم سنك لك و ريوند از هر يكى يك درم سنك كل سرخ دوازده درم سنك زعفران يك درم سنك سنبل و غافث و « 12 » ترنكبين و بيخ سوس « 12 » از هر يكى دو درم سنك قرص كند و « 13 » شربتى از وى يك مثقال با سكنكبين بخورذ ، و سبرى كنم اينجا اين سخنان و باستسقا با تب مشغول شوم كه سبب وى كرمى مزاج جكر بوذه بوذ « 14 » اندر ان استسقا كبا وى تب بوذ .

--> ( 1 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . ( 2 ) - ف : ضعف ( 3 ) - ب ه : باشد ( 4 - 4 ) - ف : خورد دايم و زيره بخايذ ( 5 ) - ب ه : يا ( 6 ) - ف : افزوده . همه ( 7 ) - ف : امرود . م : انبروذ ( 8 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . ( 9 ) - از « ف » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 10 ) - ف : امبربارس ( 11 ) - در اصل خوانده نمىشود ، قياسا افزوده شد . ( 12 - 12 ) - ف : بيخ سوس و ترنكبين ( 13 ) - ف : « و » ندارد ( 14 ) - ب ه : الاستسقامع . . .