ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 34
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
* حرف نفى - براى منفى ساختن كلمات ، حروف « نا » ، « نه » و « نى » به كار رفته است : 1 - « نا » و مصدر : « و بوذ كه اين ناكواريدن طعام و ناآرزو آمدن را سبب امتلا بوذ » 365 و همچنين است ناتوانستن 462 ، آب ناخوردن 448 ، طعام ناآرزو كردن 783 ، خواب نايافتن 775 ، رياضت ناكردن 554 ، جماع ناكردن 506 ، نابودن 479 ، تشنه ناگشتن 733 ، ناآمدن 428 ، آرزو ناكردن 448 ، ناگواريدن 782 ، ناآرزو آمدن 365 ، نارفتن 365 2 - « نا » و اسم فاعل : « و اين داروها اكر نارونده بوند با ايشان بياميزذ تخم كرفش » 485 ، ركهاى ناجهنده 322 3 - « نا » و اسم مفعول : « بيمارى رفته بوذ و قوّت باز ناآمده » 116 و همچنين است : ناماليده 182 ، دست نايافته 187 ، نضج ناافتاده 187 ، ناسفته 322 ، ناشكفته 322 ، ناكوفته 322 ، آب ناخورده 499 ، ناپوسيده 739 ، ناسوخته 29 ، ناگواريده 739 4 - « نا » و اسم : ناهنگام ناوقت 555 ، 5 - « نا » و صفت : « ناموافق بوذ مر معده را » 166 ، و همچنين است : ناطبيعى 181 199 ، نامعتدل 199 ، ناچرب 396 ، ناقابض 391 6 - « نه » و صفت : « اكنون اين تب شناخته آيذ از جيزها طبيعى و ز جيزهاى كه نه طبيعى بوند [ اعنى ] اعراض اين تب » 744 7 - « نى » : « اكر طبيعت يارى دهذ . . . درد كم كردذ و اكر نى ريك كردذ » 487 ، « و بر همين قياس بنجم تب بوذ و ششم نى و هفتم تب بوذ و هشتم نى » 725 * باز - علاوه بر آنكه لفظ « باز » به صورت پيشاوند بسيارى از افعال به كار رفته است مانند : « بايان انبور بازكشى تا آن سر انبور بر مهره افتد و بجاى باز بردش » 202 چند مورد استعمال ديگر آن نيز در اين كتاب درخور توجه است : 1 - « مانند ادات ابتداى جملههاى معطوفه چون « پس » ، و گاه بعد از واو عاطفه » « 1 » بسيار به كار رفته است مانند : « و باز كويند كى تركيب اين سيزده اندام مفرده از جهار خلط
--> ( 1 ) - ر ك سبكشناسى ، ج 1 ، ص 388