ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 30

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

شيرين كرده » 255 ، « جندانك به روزى دو سه بار بكرمابه اندر آيذ هر بارى كشكاب خورده » 666 ، « بايذ تا بشيزه خيارجنبر را باب [ كرنب ] بخته و كوفته و فشارده و كفك برداشته بكدازى » 467 ، « صفت معجونى شايسته . . . كرويا و كشنيز خشك بريان كرده و زيره كرمانى اين‌همه بسركا فرغار كرده و بريان كرده اعنى كشنيز و زيره و كرويا را » 395 ، « و غذا نان دارذ بسيكى فرغار كرده و قليها خشك كند و در وى قرنفل و دارجينى و بلبل به كار برده و كندشك بريان كرده بر وى براكنده بلبل سوذه و قليه بآبكامه و مصوص كبك كبدو سير و كندنا و كشنيز خشك و بلبل و كرفش و سداب و برك زفوذه به كار برده بوذ . » 396 * در مثال زيرين چنين مىنمايد كه صيغهء اسم مفعول بجاى وجه وصفى به كار رفته است « و اكر زردهء خايه كواژه كند هر روزى بنج خايه و بهر خايه‌اى لختى انكزذ بر براكنده خوب آيذ » 586 * باء تأكيد - الف - صيغه‌هاى مختلف افعال بيشتر با باى تأكيد همراه است مانند : « بجشكان بيشتر بنكوهيده‌اند مرين هر دو را » 168 ، « و بوذ كه اين قوت غاذيه غذا دهذ و بيش از آن غذا دهذ كى بكاسته بوذ » 104 ب - باء تأكيد با افعال منفى نيز آمده است مانند : « اكر آب كرم بر ريزند تا خون بنفسرد به آيذ . » 618 ج - اين باى تأكيد قبل از مصادر نيز آمده است مانند : « نشان وى اان بوذ كى بيش از طعام بناشتا معده بسوختن كيرذ » 364 ، « ركها سر و بيشانى و ركهاء جهارسو بجستن كيرد » 718 ، « باز از بس سى و بنج روز بفزودن كيرذ » 15 ، « اندامهاء ايشان بلرزيدن كيرذ » 265 * « مى » و « همى » - علاوه بر آنكه برطبق شيوهء معمول اين دو كلمه را بدون فاصله و قبل از فعل به كار برده آنها را بصورتهاى ذيل نيز استعمال كرده است : 1 - قبل از جزء اول فعل مركب : « اعنى كعفونت هم جندان بذيرد كى مى تحلل بذيرد » 668 ، « دم زدن همى باطل كردذ و نبض همى ساقط كردذ » 542 ، « و اين كس كى