ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 26
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
بماههاى نخستين بوذ اعنى اول و ثانى و ثالث » 547 ، « آن قسم زوج ثالث كى با زوج رابع براميزذ » 51 * مطابقهء عدد و معدود - در موارد ذيل براى عدد جمع معدود جمع به كار رفته است : دو غدد 80 ، چهار اخلاط 26 ، چهار عناصر 14 ، دو ذوبانات 440 ح ، دو اوداج 585 ، چهار طبائع 2 ح ، چندين صفات و قوانين 391 * افعال پيشاونددار - در كتاب هدايه تعداد افعالى كه با پيشاوندهاى اندر ، بر ، فراز ، فرو و فرود به كار رفته بسيار است مانند : اندر آمدن ، اندر آوردن ، اندر چكانيدن اندر ماليدن ، برآميختن ، برافكندن ، براندودن ، بربستن ، برپراكندن ، فراز آمدن ، فروآمدن ، فروچكانيدن ، فروخوردن ، فروآوردن ، فروزدن ، فروكردن ، فرونهادن « 1 » . * باشيدن - مصدر « باشيدن » و صيغههاى ماضى مطلق و ماضى استمرارى از آن در چند مورد به كار رفته است مانند : « بكرسنه باشيذن زود لاغر كردذ » 120 ، « و آب ريختن بسيار مر صرع سودائى را موافق بوذ » 253 ، « و لكن بسيار نبايذش باشيدن » 253 ، « جالينوس مىكويذ مردى بروم سى سال بزيست و لكن بكوه باشيذ » 335 ، « بآفتاب بسيار باشيذه بوذ » 243 ، ولى صيغهء مضارع آن نسبت بديگر صيغهها بيشتر به كار رفته است : « هر ركى كى از دل خاسته باشد ناجار ورا از جملهء ركهاء جهنده دارند » 67 ، « تنهاء حيوان بهواى كرم درويش باشند و بحرارت غريزى و توانكر باشند بحرارت غريب » 144 ، « اكر با وى داروى ديكر نبوذه باشذ » 640 ، « اين دارو زبر آن داروى بيشين برنهذ و آن همان جا مىباشذ تا تمام كوشت برآرذ » 629 ، « و بجايها سرد و خنك باشى » 762 * بودن - علاوه بر استعمال صيغهء مضارع از مصدر « باشيدن » نويسنده بيشتر صيغهء مضارع « بودن » را به كار برده است و اين طرز استعمال در كتاب هدايه غلبه دارد مانند : « و لكن من ترا ان جيزها كفتم بدين كتاب كى من ازمودهام مكر آن جيزى كه كويم فلان جنين مىكويذ ان نيازموده بوم » 587 ، « اكر بشب نزله افتذ سينه باك كرده بوى از بلغم اين حب به كار دارذ » 317 ، « تا ترا خاصه از من يادكار بود و ديگر مردمان را فايده بود » 14 ، « و لكن
--> ( 1 ) - تمام افعال پيشاونددار در فهرست لغات و تركيبات اين كتاب ذكر شده است .