ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

212

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

« 1 » بدين غرض « 1 » كه هم حرارت است « 2 » اندر وى و هم قبض ، و اين لاذن را با روغن مورد يا با « 3 » روغن امله جمع كنى « 3 » و براندايى و اكر ببايذ ستردن باك ندارى و مقدار لاذن جندانى « 4 » بايذ كه روغن مورد يا روغن آمله سطبر كردد جن مرهم و باز اكر « 5 » يك درم سنك « 5 » قاقيا و سه درم سنك لاذن بده درم سنك شراب برافكنى و بسائى « 6 » و باز يك وقيه روغن مورد يا كمتر با ايشان يار كنى و براندائى خوب ايذ و لكن جنان بايذ كى آن‌كس را « 7 » مسام تنك شده باشد به علاج كردن داروهاء « 8 » كرم بيش كنى از داروهاء قابض [ و آن را كه بيمارى از فراخى مسام آمدست داروهاى قابض بيش كنى از داروها كرم ] « 9 » و كوشه‌اى « 10 » بنداشتند كعلاج اين نوع كه از تنكى مسام آمذه است همان بوذ كه علاج داءالثعلب ، و غلط دانستند جه فرق است ميان هر دو « 11 » انجا سبب « 12 » رطوباتست و اينجا « 13 » تنكى « 14 » مسام آنجا علاج برابر رطوبات بوذ و اينجا برابر مسام ، و اينكه ترا كفتم كه بيمارى سبب كردذ مر بيمارى « 15 » ديكر « 15 » را بدان كفتم تا ترا غلط نيفتد بدانك علاج دانسته‌اى كسبب « 16 » را بايذ كردن جه تا سبب برنخيزد بيمارى برنخيزد و بوذ كه سبب عرض بوذ مر بيمارى ديكر را و سبب كردد مر بيمارى ديكر « 17 » را و علاج ان عرض را بايذ كردن « 18 » و اكنون ازين باب « 19 » بسنده كنيم و

--> ( 1 - 1 ) - ف : به قوت خويش ( 2 ) - در اصل افزوده : هم ( 3 - 3 ) - ف : روغن امله جمع كند ( 4 ) - ف : چندان ( 5 - 5 ) - ف : درمسنكى ( 6 ) - ف : سايى ( 7 ) - ف : افزوده . كه ( 8 ) - ف : داروى ( 9 ) - از « ف » افزوده شد . ب ه : و آن را كى مسام فراخ كشته بود قابض بيش كنى از داروهاء كرم تا علاج راست آيد و خطا نيفتد . ( 10 ) - ب ه : بعضى ( 11 ) - ف : افزوده . كه ( 12 ) - ب ه : بذى و كمى . ف : افزوده . فساد ( 13 ) - ب ه : سبب ( 14 ) - ب ه : و فراخى ( 15 - 15 ) - در « ف » كلمه‌اى ناخواناست . ( 16 ) - ف : سبب ( 17 ) - ف : دكر ( 18 ) - ب ه : ظ . كى بجاى سبب آمده است تا بيمارى برود ، صح ( 19 ) - ف : « ازين باب » ندارد .