ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

197

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

اعنى كداختن اخلاط « 1 » اين « 1 » براكنده كشتن [ بود ] « 2 » به همه تن و اين سبب كردذ مر تب را و ريشهاء صفرائى را ، و بوذ كه بيمارى « 3 » آيذ از عرض جنانك از بيدارى تب آيذ بيذارى عرض بوذ و « 4 » بيمارى تب « 4 » ، و بوذ كه عرض آيذ از بيمارى « 3 » جن از تب درد سر يا « 5 » خلاف نبض ، و بوذ كه « 5 » بيمارى « 3 » آيذ از عرض جنانك از ناكذاشتن « 6 » غذا « 7 » امتلا « 8 » يا از درد سر غشى « 8 » و بوذ كه عرض آيذ از سببى جون كرانى اندامها از امتلا و تيزى بول « 9 » از عفونت « 10 » و جن بدين جاى رسيدم بايذ تا اعراض را ياذ كنم كه جند كونه بوند « 11 » جه اسباب و امراض خود ياذ كرده‌ام به مقدار طاقت مبتديان . اكنون اعراض را نيز ياذ كرده‌ايذ . فى الاعراض « 12 » كويم كه منزلت عرض از مرض جنان است جن منزلت سايه از ديوار كه تا ديوار بجاى بوذ « 13 » سايه بجاى بوذ و عرض را جن اضافت به بيمارى كنى ( f . 160 ) عرض « 14 » بوذ و جن اضافت بسوى بجشك كنى دليل بوذ و عرض آن جيز « 15 » را خوانند كه از بيمارى بديد آيذ جنانك « 16 » بيمارى از سبب

--> ( 1 - 1 ) - ف : ايذ و ( 2 ) - از « ب ه » و « م » افزوده شد ( 3 ) - ب ه : مرض ( 4 - 4 ) - ف : تب مرض ( 5 - 5 ) - ف : اختلاف نبض كه ( 6 ) - م : ناكواريدن ( 7 ) - ف : طعام ( 8 ) - ب ه : افزوده . آيذ ( 9 ) - ب ه ( صح ) و « م » : نبض . ( 10 ) - ب ه : ظ . و من يكى وصيت كلى جالينوس اينجا ياد كنم مىكويد سبب مزاج را كرداند از اعتدال و مرض اعضا را كرداند از اعتدال و عرض افعال را كرداند از اعتدال اين كيلو . . . م : و يكى نكته كلى جالينوس اينجا ياد كنم و كويم سبب مزاج را كرداند از اعتدال و مرض اعضا را كرداند و عرض افعال را كرداند و اين يكى نكته بزرگست ياذ دار تا به همه جايها هر يكى را نيكو بدانى . ( 11 ) - ف : بوذ ( 12 ) - ف : باب فى الاعراض ( 13 ) - ب ه : سايه عرض باشد ( 14 ) - ب ه : عرض سوى بيمارى عرض بوذ و سوى طبيب دليل ، صح . م : و عرض سوى بيمار عرض بود و سوى بجشك دليل بود . ( 15 ) - ف : چيزى ( 16 ) - ف : افزوده . اكر