ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

180

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

حال بيشين مرضى ، و اكر اين « 1 » احتقان بدماغ بوذ كى خلطى از اخلاط باجواف دماغ [ يا جرم دماغ ] « 2 » يا باجواف عروق بمانذ امراض دماغ را سبب كردذ و من اين باب را ياذ كنم آنجا كه امراض « 3 » دماغ ياذ خواهم كردن « 3 » و اكر اندر معده محتقن كردذ امراض معده آرذ و كر « 4 » اندر امعا كرد آيذ امراض « 5 » امعا آرذ و حال جكر و سپرز و كليتين و مثانه « 6 » بر همين « 7 » قياس « 8 » بايذ كردن « 8 » باز كر « 9 » باجواف عروق كرد آيذ ( f . 147 ) اين را امتلا خوانند و كر به گوشت كرد آيذ اورام را سبب كردذ و استسقا لحمى « 10 » و يرقان سياه و زرد را « 11 » و سرطان را « 11 » و جذام و برص را « 11 » و كر يبوست كرد آيذ بيماريهاء بوست آرذ جن بهق سبيد و سياه و گر و خارش . اكنون ببايذ دانستن كه جند سبب بايذ تا احتقان بديد ايذ يكى بسيارى « 12 » خلط و ديكر بذى قوام خلط و سديكر آمادكى اين اندام كه اين « 13 » خلط بوى كرد آيذ و اين اماذكى يا از قبل مجارى بوذ [ ان مجارى كه به اين اندام مىآيد اين خلط يا از ] « 14 » قوت اندامى ديكر كبوى فرستذ و بر سمت وى بوذ و جهارم « 15 » ضعف قوّت هاضمه اين عضو « 16 » و كر قوّت طبيعى

--> ( 1 ) - ف : آن را ( 2 ) - از « ف » افزوده شد . ب ه : يا بجرم دماغ ، صح ( 3 - 3 ) - ف : دماغست ( 4 ) - ف : و اكر ( 5 ) - ف : بيماريها ( 6 ) - ب ه : و دكر امعا و احشا ( 7 - 6 ) - ف : هم برين ( 8 - 8 ) - « ف » و « م » : بوذ ( 9 ) - ف : اكر ( 10 ) - ف : آرذ ( 11 ) - ف : « را » ندارد ( 12 ) - ف : بسيار ( 13 ) - ف : « اين » ندارد ( 14 ) - از « ف » افزوده شد . ب ه : كى به دو ايد يا قوت اندامى ديكر كى از خويشتن . . . . م : تا بدين عضو آيذ آن خلط يا قوت عضوى ديكر بود كه از خويشتن دفع كند و بذوا اندازذ . در اصل : مجارى كه اين اندام مىآيذ اين خلط يا - كه روى آن خط كشيده شده است . ( 15 ) - ف : و سديكر ( 16 ) - ب ه : قابل مرين خلط را به قوت طبيعى كى قوت جاذبه هم اينجا كشد خلطى را و قوت هاضمه هضم نتواند كرد و خلط اينجا متحير بماند و سبب كردد مر امراض را ، صح .