ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 13
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
كرده است بطورى كه در ابواب سحج البطن ، كلفه و خروج المقعدة به ترتيب بحقنه « 1 » و طلى « 2 » ( داروى ماليدنى ) و مرهم اكليل الملك « 3 » كه بسيار آزموده است و در علاج استسقا به معجون دحمرثا « 4 » كه چند بار به كار برده و مفيد واقع شده اشاره كرده است . موضوع قابل توجه ديگر اظهارنظرهاى صريح و قاطع اخوينى دربارهء عقايد پزشكان نامى گذشته است . وى از آراء ايشان آنچه را در عمل مقرون به صحت يافته تصديق كرده است و آنچه را كه ضمن تجربهء شخصى نادرست يافته مردود شمرده است و بايد تصديق كرد كه خرده گرفتن بر بزرگانى چون حنين بن اسحق و پسر سرابيون و امثال ايشان فقط از كسى ساخته است كه در علم طب مرجعيتى داشته باشد . فى المثل در باب استسقا در خصوص مقدار به كار بردن « فربيون » و « صبر » نظر خود را چنين اظهار كرده است : « فربيون را نيز نيك قوتست اينجا از دانكسنكى بيش نبايد دادن و بسر سرابيون يك درم سنك مىكويذ و ندانم جرا مىكويذ و بباب شهوت طين يكى طبيخ مىكويذ و بوى اندر صبر شانزده درم سنك و كويذ بسه روز ببايذ خوردن آن نيز صعب كاريست و ندانم جرا مىكويذ » « 5 » يا در معالجهء اوجاع مفاصل دموى پس از ذكر حبّى بسه نسخهء مختلف كه يكى از آنها تصنيف حنين بن اسحق است و ديگرى تركيب استاد مؤلف ، ابو القاسم مقانعى ، و سومى تصنيف خود اوست نوشته حبّى را كه تصنيف من است بدان سبب كه در آن سورنجان بسيار نيست دوستتر دارم زيرا « سورنجان را غايلتيست بزرك معده را ضعيف كند و شهوت طعام ببرذ و اكر سياه بوذ قاتل بوذ » « 6 » همچنين اظهارنظر او در باب حمّى الغب در مورد بكاردن « هليلهء زرد » و بيان رائى خلاف راى يعقوب بن اسحق الكندى درخور توجه است . « 7 » اخوينى در اين راه دربارهء استاد خود ابو القاسم مقانعى و استاد وى محمد بن زكرياى رازى كه از ايشان باحترام فراوان ياد كرده نيز اغماض را جايز ندانسته است چنان كه در باب داء الفيل اشتباهى را كه استادش در معالجهء وى مرتكب گرديده بدين شرح ياد كرده است : « استاذ جنين كفت كه اكر افراط نه خواهد كردن يك قرص بسنده بوذش و مرا يكبار ازين قرص يك درم سنك بداذ بخوردم بخواستم مردن تا باز جند روز شير و
--> ( 1 ) - ص 407 ( 2 ) - ص 589 ( 3 ) - ص 420 ( 4 ) - ص 455 ( 5 ) - ص 457 ( 6 ) - ص 560 ( 7 ) - ص 710