ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

99

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

عصبى و ورا از شرايين بسيار بهره آمذه است و از ركهاء ناجهندهء « 1 » بسيار و رحم « 2 » جنان امذه است بخلقت كتمدّد بديرذ و فراخ شوذ بدان وقت كى « 3 » زن بار كيرذ « 3 » و تنك شوذ و خرد بدان وقت كبار ندارذ و دوشيزكان را و نازادكان را رحم خرد بوذ و زاذكان « 4 » را بزرگ ، و روى اندرونين رحم بافته آمذست از شرايين و اوردهء بسيار و اندر وى سه كاواك است اعنى سه جوف يكى بيش و يكى بر است و يكى بچب و سبب دوكانه آمدن و سه‌كانه آمذن فرزند « 5 » اين اجواف است جنانك كر « 6 » منى اندر هر سه جوف افتذ فرزند سه آيذ و اكر اندر دو جوف افتد فرزند دو آيذ و اكر اندر يكى افتد فرزند يكى آيذ و رحم را يكى كلو است كى ورا رقبة الرحم خوانند و درازى « 7 » اين رقبه به مقدار شش انكشتست « 8 » از « 8 » انكشتان همان كس جن انكشتان را بهلوى يك‌ديكر بنهذ « 9 » و دهانهء اين رقبه لبهاء فرج زن بوذ و براى بعضى از مردمان ميان لبهاء فرج و ميان رقبه الرحم « 10 » دورى بوذ جنانك ببعضى از زنان دور تر افتاذه بوذ و ببعضى از زنان نزديك‌تر و آرزو كردن مر زنان را از نزديكى اين رقبه رحم « 11 » بوذ بلب فرج و به آخر اين رقبه دو فزونى بوذ مانندهء پر كى ورا « 12 » جناحى الرحم خوانند و قرون الرحم خوانند نيز و سبس اين قرون الرحم خايكان زنان « 13 » بوذ و اين خايكان زنان بهن‌تر بوذ و خردتر و صلب‌تر از خايكان مردان و « 14 » بوقت ( f . 83 ) مجامعت اين قرون الرحم بجنبيذن كيرذ تا منى را بخويشتن كشد و منى زنان از خايكان زنان بسوى رحم افتد و

--> ( 1 ) - ب ه : آورده ( 2 ) - ف : افزوده . زنان ( 3 - 3 ) - ف : زنان بار كيرند ( 4 ) - ف : و زادكانيان . م : مرزادكان ( 5 ) - ف : فرزندان ( 6 ) - ف : اكر ( 7 ) - ف : درازاى ( 8 - 8 ) - ف : به مقدار ( 9 ) - ف : بنهند ( 10 ) - ف : عقبة الرحم ( 11 ) - ف : عقبهء رحم ( 12 ) - ف : او را ( 13 ) - ف : زن ( 14 ) - ف : « و » ندارد