ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

82

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

نيمه است و ميان ايشان يكى برده است كى ورا ديافرغما كويند « 1 » اعنى حجاب - الحاجز و از بهر ان حاجز خوانده‌اند جى جدا كند اين نيمهء برين را « 2 » از ان نيمهء زيرين « 2 » و مبدا اين حجاب از سر استخوان اضلاع خلف است تا خرزات قطن اعنى مهرهاء تهىكاه از هر دو روى بر « 3 » بر شبه كرباس كه بريسيده « 4 » بوذ بميان جسمى مجوف تا نيمه‌ى « 5 » برين را از نيمه زيرين جذا دارذ و اين جوف برين به دو نيمه است « 5 » از درازاى تن و ميان اين دو نيمه يكى حجاب است نام وى الحجاب الفاصل بنصفين اعنى اين حجاب « 6 » كمر سينه « 7 » به دو نيمه كردست « 8 » . و شوشه به دو قسم است جنانك كويى دو شوشه استى يكى قسم بدين نيمهء سينه و يكى قسم « 9 » بدان نيمهء ديگر و ايزد سبحانه و « 10 » تعالى سبب دم زدن و آلت دم زدن مر « 11 » شوشه را كرد و زندكانى بىدم زدن نبود شوشه « 12 » به دو قسم آفريد تا اكر يكى قسم « 13 » را آفت رسد آن نيمهء ديكر نيابت وى بدارذ تا حيوان زوذ تباه نشوذ و خلقت شوشه بدين صفت است كياذ كنم . اين سرنايى « 14 » كنام وى حنجره است از سه‌باره غضروفست و اين سه باره غضروف اين حنجره به صورت « 15 » بر نكانجه‌اى آمذست كى بميان وى شكاف بوذ « 15 » يا به صورت نيمه حنظله « 16 » آن « 17 » نيمه « 18 » كبوى « 19 » شكاف بود و اين حنجره

--> ( 1 ) - ف : خوانند ( 2 - 2 ) - ف : از نيمهء فرودين ( 3 ) - ف : « بر » ندارد ( 4 ) - ف : كه بردفسيده م : بركشيده بود . ( 5 - 5 ) - ف : زيرين جدا دارذ و اين برين دو نيمه است ( 6 ) - ف : است ( 7 ) - ب ه : را ( 8 - 7 ) - ف : را به دو نيم كرده است ( 9 ) - ف : « قسم » ندارد ( 10 ) - ف : « سبحانه و » ندارد ( 11 ) - ف : « مر » ندارد ( 12 ) - ف : را ( 13 ) - ف : يكى قسمت ( 14 ) - « ف » و « م » : سرناى ( 15 - 15 ) - ف : پرپنكانچه است كى ميان وى شكاف بوده آمدست ( 16 ) - ف : حنطله . م : حنكله . ب ه : ظ . جنكله ( 17 ) - در « ب » كلمه‌اى ناخوانا افزوده است . ( 18 ) - ب ه : جنكل كى به دو شاخ بوذ يعنى كى به دو شكاف ( 19 ) - ف : كه بر وى