ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
66
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
« 1 » دهد و يك قسم ازين اقسام بتنهء گرده اندر آيذ و « 1 » گرده « 2 » را غذا دهذ و برابر هر مهرهاى از مهرهاء قطن ازين رك « 3 » اقسام خيزذ و مر احشا را غذا دهذ و زين « 4 » قسم كى بكرده آمذست دو شاخ خيزذ و بسوى خايها و قضيب آيذ و مر « 5 » ايشان را غذا دهذ و تولد منى ازين شاخ بوذ و دو شاخ ديكر خيزذ و « 6 » آيذ بسوى مثانه « 6 » و مثانه را و آن اندامها را كى بدان ناحيتست غذا دهد و رحم را و بوست شكم را و « 7 » بهلوها و زهار « 7 » و مقعد را و از ان اقسام برين كه بسوى عظم « 8 » الترقوه آمذست كه از وى وداجان خيزد اعنى وداج الغاير و وداج الظاهر از وداج « 9 » ظاهر يكى شاخ خيزد و بحنجره آيذ و حلق را و مرى را « 10 » و معده را « 11 » غذا دهذ . و باز اين رك كى بسوى اندامها فرودين است جن از مهرهاء بشتمازه كدشت و بعظام العجز رسيد « 12 » و به دو قسم گردذ يكى بيكى [ باى ] « 13 » فروذ آيذ و ديكر بديكر باى و بيش از آنك ( f . 57 ) ببايان آيذ « 14 » ازو اقسام خيزذ و برخ كون آيذ و اين موضع را غذا دهذ و باز جن بباى فروذ آمذ مر كوشت ران را غذا دهذ و باز جن به زانو رسيذ بسه بخشش كردذ يك بهره از وى بروذ « 15 » بساق و كوشت « 15 » ساق را غذا دهذ و يك قسم بر كعب كدرذ و اين است « 16 » كى ورا صافن خوانند و قسم سديكر بروذ بر ظاهر ساق و نزديك استخوان ساق روذ و اين است كى ورا عرق النسا خوانند و ببهلو كعب بديد آيذ و از كعب بكذرد و ميان خنصر و بنصر از باى بديد آيذ و اين را هم عرق النسا
--> ( 1 - 1 ) - ف : ندارد ( 2 ) - ف : كردها ( 3 ) - ف : ازين يك ( 4 ) - ف : و ازين ( 5 ) - ف : « مر » ندارد ( 6 - 6 ) - ف : بسوى مثانه آيذ ( 7 - 7 ) - ف : پهلوها را و زهار را ( 8 ) - ف : عظام ( 9 ) - ف : از وداجان ( 11 - 10 ) - ف : ندارد ( 11 ) - ب ه : و امعا را ، صح ( 12 ) - ف : « و » ندارد ( 13 ) - از « ف » و « ب ه » افزوده شد . ( 14 ) - ف : رسد ( 15 - 15 ) - ف : بر ساق و مر كوشت ( 16 ) - ف : و اين آنست