محمد بن زكريا الرازي

60

منصوري في الطب ( فارسى )

پيمودن راهش نياز به فهمى درخشان و تيزهوشى بسيار است و نيز دانش‌هايى كه در اين آرمان وى را كمك مىكند بايد بشناسد . هنرى كه راهش پاييدن و استوار نگاهداشتن تن است ، پزشكى ناميده مىشود . و آن دو بخش است ، نخست دانشى كه درباره شيوه درست نگاه داشتن تن ، در تندرستى و چگونه پايدار ماندن بهداشت ، در آن سخن مىگويد و ديگرى روشىهايى كه تن بيمار را به سوى تندرستى رهنمون مىكند . بر آدمى بايسته است كه به اين دانش و شناخت راه درست پاييدن تن خويش در حالت تندرستى و بيمارى توجه نمايد . و در آن كار آزموده شود و خود را وادار به ارزش‌گذارى به آن كند كه در هنگام نياز از آن سود ببرد ، چون كه نمىداند اين نياز كى و كجا به سراغ او مىآيد و چون نمىتواند در هر هنگام و در هر زمان و در هرجا و هر سرزمين خود را به پزشكى براى درمان نشان دهد . اگر آدمى دانش پزشكى را نداند و نشناسد و نداند چگونه بيمارى را كه به آن دچار شده درمان نمايد و پزشكى را نيابد تا درمان او را زير نظر بگيرد ، سرنوشت بيمار بسوى مرگ رفتن است و يا بسوى كهنه شدن بيمارى و ماندگار شدن آنكه بهبود نمىيابد . پس آدمى بايد برگرفتن دانشى كه تندرستى و سلامتى را بدست مىآورد و بيمارى را از او دور مىسازد ، آزمند باشد . در اين كتاب من كلياتى و چشمه‌هايى و گوشه‌هايى از هنر پزشكى آوردم كه برگرفتم از كتاب‌هاى بقراط و جالينوس و أرماسوس و آنان كه در پى آنها از پيشينيان و فيلسوفان پزشك و پس از آنها آمده‌اند يعنى كسانى كه درباره پزشكى و آگاهىهاى آن سخن گفته‌اند همچون پولس ( پولوس ، فولوس ) و أهرون ( أهران ) و حنين پور اسحاق و يحيى پور ماسويه و ديگران ، گفته‌هاى ايشان را بسيار با ريزبينى و كوتاه‌نويسى و دقت از ميان متن نوشته‌هايشان جدا ساختم و اين كتابم را در ده گفتار قرار دادم ، و هر گفتار را به بخش‌هايى با حروفى ( ابجد ) نشانه‌گذارى كردم كه مراتب آن به‌گونه‌ايست كه به آسانى دسترسى به هر مطلبى امكان دارد . و از خداوند بزرگ يارى و پيروزى مىخواهم تا بتوانم رضايتش را فراهم سازم تا مرا به خودش نزديك نمايد .