محمد بن زكريا الرازي
78
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
فصل يازدهم در بيان موادى كه آثار آبله را از چشم و از ساير قسمتهاى بدن مىزدايد آبله دو اثر از خود باقى مىگذارد ، يا در چشم يا در مواضع ديگر بدن . بدينترتيب كه بر روى محلى كه در چشم آبله درآمده پرده سفيدى كشيده مىشود ، چنان كه كه بيان كرديم . اگر اين پرده در چشم كودكان يا آن دسته از بيماران كه بدنشان مرطوب و پوستشان نازك است پيدا شد ، ممكن است اثر آبله زودتر زائل گردد . از موادى كه چشم را روشنى بخشد ، عبارتند از بوره « 1 » و نمك اندرانى و نشادر « 2 » و كف دريا « 3 » و كف آبگينه « 4 » و خرچنك دريائى « 5 » و فضله گنجشك و پرستوك « 6 »
--> ( 1 ) - به ورق كه فارسى آن بوره مىباشد نوعى از آن بوره نانوائى است كه بفرانسه براس ( Borace ) است . « به ورق الغرب و به ورق الخبازين و به ورق الصناعه از اقسام بورهاند ( مخزن لادويه ) . بورهء سفيد اسم فارسى بوره رومى است . بورهء به فارسى نطرون است ( مخزن الادويه ) . ( 2 ) - يا نوشادر - از تات يا نيرات دامونيم Azotate , Nitrate d Ammonium . ( 3 ) - عربى آن زبد البحر است Eponge marine . ( 4 ) - مسحقونيا يا مسحوقونيا مخلوطى از گردها و املاح براى جدا كردن طلا از نقره كه فارسى آن كف آبگينه يا كف شيشه است . ( 5 ) - Homard . ( 6 ) - پرستوك يا چلچله - Hirondelle .