محمد بن زكريا الرازي
75
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
اقدامى به خشك كردن آبلهها نگرديد ، آنها را بايد بدينترتيب نمكسود نمائى : روغن كنجد يك وقيه ،
--> « بقيه حاشيه از صفحه قبل » - Myrte . - در متن عربى سوس ( شيرينبيان Reglisse ) آمده است ، اما در حاشيه نسخه چاپ بيروت احتمال داده است صحيح آن سوسن باشد . - گز كه در عربى طرفا گويند ، درختى است كه در كنار رودخانهها مىرويد و در بعضى جا ها بمانند كرمان و نواحى جنوب ايران درخت بزرگى شود . ميوه آن ثمرة الطرفا است . گزانگبين ، گز خوانسار - Manne de Tamarix . گز علفى - Manne de Quercus Valonia . - ارزن يا جاورس - Millet . - دستور مناسبى به نظر مىرسد ( البته به اعتبار زمان ) ، چرا كه با اين عمل از زخم شدن بدن بيمار جلوگيرى مىگردد ، همانطور كه امروز هم به نحوى در طب مجرى است . - ذرور در اصطلاح طب قديم گرد بسيار نرم كوبيده است كه به فرانسه Poudre مىباشد . - اين مطلب هم بسيار صحيح است چرا كه گرد گل سرخ و مورد علاوه بر آنكه براى بدن زحمتى ندارد و روى آبلهها پاشيده شده تا اندازهاى ممكن است از عفونتهاى بعدى بكاهد و همان طريقه است كه امروز در بيماران مبتلى به زخم ( Escarre ) عمل مىشود . - انزروت از گياه Penaea Mucronata بدست مىآيد - كنجيده - كحول كرمانى - كحول فارسى . - دم الاخرين - خون سياوشان - Sang de dragon .