محمد بن زكريا الرازي

57

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

كافور يك درهم ، همه را با لعاب اسفرزه خمير نموده با آنها حب يا قرص بسازند و در موقع حاجت به قدر سه درهم و يك اوقيه از اين سكنجبين به مريض بدهند . همچنين شرابى بدين وصف براى بيمار بسيار نافع و به‌طورىكه تجربه كرده‌ايم از هر شرابى مقوىتر است ، مگر از شراب كندر « 1 » كه طبق توصيف هنديان آن را بنحو ديگرى كه ما آن را مىشناسيم توصيف نموده‌اند . هنديان مىگويند اگر از شراب كندر به كسى بخورانند كه نه دانه آبله درآورده باشد دهمى آن درنمىآيد . تركيب شراب نافع بقرار زير است : سركه شراب صافى كهنه « 2 » سه رطل ، آب انار ترش ، و ترشى بالنك ، و آب‌غوره ، و آب ريواس ، و شيره توت شامى ، و خيسانده سماق و زرشك از هركدام يك رطل ، شيره كاهو و شيره ترخون « 3 » از هريك يك‌چهارم رطل ، و از مطبوخ عناب و خيسانده عدس از هريك يك رطل و نيم ، همه اينها را با هم مخلوط كرده و سه رطل شكر بر آن بريزند و بجوشانند ( تا قوام يابد ) ،

--> ( 1 ) - ترجمه كندر بفرانسه Encens ولى در اينجا مقصود شراب مرواريد است كه هنديان با صمغ گياه Pandanus Odoratismus كه داخل شراب مرواريد مىيريختند و به بيماران مىدادند . ( 2 ) - مقصود شراب معمولى است . ( 3 ) - طرخون يا ترخون - Artemisia Dracunculus