محمد بن زكريا الرازي
45
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
فصل سوم در بيان علاماتى كه دلالت بر جوشش آبله و سرخك دارد علامات اولى بروز آبله عبارتند از تب مطبقه « 1 » و درد كمر « 2 » و خارش بينى و بيخوابى و اين نشانه آخرى علامت مخصوص « 3 » آبله است ، مخصوصا كمردرد توأم با تب و مورمور شدن « 4 » بدن كه بيمار در تمام بدن خود آن را احساس كند . صورت بيمار پف كرده « 5 » و گاهى اوقات برگشته « 6 » نشان مىدهد و رنگ بيمار برافروخته و گونهها و چشمان قرمز و بدن سنگين مىگردد . بيمار به خود مىپيچد دهان دره و خميازه « 7 » و در گلو و سينه احساس درد مىكند ، مختصر تنگى نفس و سرفه دارد ، دهانش خشك و آب دهان غليظ « 8 » و صدايش گرفته و سردرد و سنگينى سر « 9 » و ناراحتى و اضطراب و غشى و اندوه دارد ، نهايت آنكه اضطراب و غش و اندوه در سرخك بيشتر از آبله و پشتدرد در آبله بيشتر از سرخك است و حرارت
--> ( 1 ) - مقصود تب دامنهدار است . ( 2 ) - مقصود Rachialgie است . ( 3 ) - بسيار نظر صحيحى مىباشد كه امروزه هم مقبول مىباشد . ( 4 ) - عربى آن نخس ( بفتح نون و سكون خاء و سين ) و فرانسه آن Picotement است . ( 5 ) - مقصود باد كرده است ( Enflamme ? ) . ( 6 ) - مقصود آن است كه تغيير قيافه براى بيمار دست داده است . ( 7 ) - Baillement . ( 8 ) - مقصود غلظت بزاق است . ( 9 ) - Impression de pesanteur .