محمد بن زكريا الرازي
40
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
ضد اين حالت است و طرز تغذيه و درمان آنها بر خلاف سالمندان است زيرا غذاى اطفال از شير است و غذاى جوانان گرچه از شير نيست ولى نزديكتر بشير است و با غذاى ساير مردم فرق دارد ، بعلاوه جوان همه چيز مىخورد و همچنين حركات آنها بعد از غذا هم زيادتر است و بدين جهت خيلى كم اتفاق مىافتد كه نوباوهاى آبله نگيرد و بعد از ابتلاء به آبله برحسب مزاج و طرز درمان و اخلاق و عادات و آبوهواى محيط « 1 » و حالات خونى كه در رگهاى آنها جريان دارد ، چه از حيث كميت و چه كيفيت متفاوت است . بدين جهت بيمارى در بعضيها بسرعت و در برخى به كندى سير مىنمايد و همچنين در بعضيها از نظر كيفيت بدخيم و در پارهاى وخامت آن كمتر است . ولى در جوانان كه خونشان به حالت دوم تبديل شده و نضج آنها استحكام يافته و رطوبات اضافى كه موجب تعفن خون مىگردد ، از خون زائل گرديده است ، كمتر مبتلى به اين بيمارى مىگردند مگر تكتك و بدين جهت آبله در جوانانى كه رطوبت خون آنها زياد يا كيفيت آن خوب نبوده يا در كمال التهاب و يا در طفوليت آبله خفيفى گرفته باشند كه تبديل خون آنها از حالت اول به حالت دوم در طفوليت انجام نگرفته باشد ظهور مىكند . همچنين جوانانى كه حرارت آنها كم « 2 » بوده و رطوبت زيادى هم در خون آنها نيست يا افرادى كه در طفوليت گرفتار آبله خفيف شدهاند و بدن خشك و لاغرى داشته « 3 » و حرارت آنها كم و خفيف بوده ، چون اين دسته به جوانى برسند بر اثر مراقبت شديد از بدن يا عدم مراقبت ممكن است مبتلى به آبله گرديده يا از آن مصون مانند .
--> ( 1 ) - مقصود آن است كه اين عوامل در پيدايش آبله مؤثر مىباشند . ( 2 ) - در متن عربى بليد الحراره آمده است . ( 3 ) - مقصود بدن كمآب و لاغر است .