محمد بن زكريا الرازي

96

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

آنچه كه از كتب اطباء قديم مستفاد مىگردد عموما سكنجبين را از سركه و انگبين مىساختند . به نظر مىرسد رازى اولين طبيبى باشد كه از سكنجبين شكرى سخن گفته است ؟ . به‌هرحال از كلمه سكنجبين شكرى چنين مستفاد مىگردد كه رازى اين ماده را در طب زياد استعمال مىنموده و كشت نيشكر در ايران ( مخصوصا در خوزستان كه يكى از مراكز تجارى نيشكر در جنديشاپور بوده است ) رواج داشته است . توضيح آنكه پس از فتح خوزستان بدست اعراب جنديشاپور از آفات و خرابى ها مصون مانده و پس از آنكه كم‌كم اين مركز علمى از رونق افتاد و مركز علمى و طبى به بغداد انتقال يافت ، مركزيت تجارى آن برقرار بوده است . 6 - در فصل پنجم صفحه پنجاه و نهم سطور سيزدهم تا هفدهم : بمطلبى برخورد مىنمائيم كه بسيار باارزش است و آن اينكه رازى در اين قسمت درباره بعضى اطباء كه به علت نادانى و بخل در حرفه و خودخورى در تدابير مذكور توجهى نمىنمايند ، دستور توجه و دقت مىدهد . اكنون اضافه مىنمائيم كه : اصولا رازى با مردمانى كه اهليت و استحقاق طبابت را نداشته و يا بيماران خودسر مخالف بوده است ، به همين دليل در فهرست آثار وى كتب چندى درين باب به چشم مىخورد بمانند : « فى العه التى يذم لها بعض الناس و عوامهم الطبيب و ان كان حاذقا » و « فى الاسباب الميله لقلوب الناس عن افاضل الاطباء الى اخسائهم » كه از مفاد آنها چنين مستفاد مىگردد كه بعضى مردم پست و عوام رجوع به طبيب را ترك كرده و از وى مذمت مىكنند و لو آنكه طبيب حاذق باشد و تمايل مردم و عوام الناس را از اطباء دانشمند و توجه باطباء عالم‌نما و متوسط را نشان مىدهد . رازى علاوه بر آنكه عقيده و ايمان خاص درباره طبيب دانشمند داشته ، نسبت به اطباء جاهل بسيار بىاعتنا بوده است . وى در اين باب مجاهدات زيادى نموده و در هزار و پنجاه سال قبل صريحا درباره اطباء عالم‌نما و شارلاتانها بسيار مقاومت داشته است .