محمد بن زكريا الرازي
92
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
زود جنبش ( سريع الحركه ) است و هرگاه تا روز سوّم تب دانهها بروز نكرد ، از نوع متوسط و اگر از روز چهارم تب تجاوز كرد آبله كندى است . 14 ) اگر آبله در روزهاى بحران نيك ( جيّد ) بيرون زد آبله بىخطر ( سليم ) است مخصوصا اگر حال بيمار پس از ظهور آبله سبك شد و بالعكس . 15 ) اگر آبله شروع به چسبندگى و انتشار ( توسعه ) نمود و ناراحتى بيمار زياد شد و شكمش نفخ كرد ، مرگ وى نزديك است . 16 ) هرگاه دانههاى آبله كوچك كمآب از هم شكافت و هذيان عارض بيمار گشت مرگ وى نزديك است . 17 ) اگر آبله و سرخك گاهى ظاهر و زمانى دير بيرون بزنند و ناراحتى و هذيان نيز با بيمار همراه و بهر رنگ كه باشند كشنده مىباشند و اين حالت كمتر در آبلههاى سفيد نضجيافته كه زود به آب افتاده است پيش مىآيد . 18 ) از نوع آبلههاى كشنده آن است كه در دنباله آن هيجانى در بيمار پيدا شده و وى احساس درد شديد در ساق پا يا دست و يا بعضى اعضاى ديگر بنمايد يا رنگ آبله به سبزى و سياهى گرايد و توانائى بيمار كم شود و سردى و ضعف با زيادى درد و تغيير رنگ عضو همراه باشد ، ولى اگر نيروى بيمار فزونى يافت وى بهبود مىيابد امّا آن عضو متعفن مىگردد . 19 ) اگر آن عضو را در ابتداى ظهور درد بشكافى درصورتىكه بيمار قوى باشد ، البته سودمند است و به اين عمل از تعفن عضو جلوگيرى مىشود ، پس در چنين حال نبايد چيز سردى نزديك آن عضو قرار دهى ، بلكه يا بايد آن عضو را بشكافند يا در آب گرم گذارند و اين در صورتى است كه ملاحظه كنى حال بيمار در دنباله آن عمل بهتر شده است . اينك آنچه را كه در عوارض اين مرض منظور بود و آنچه از آن پرهيز بايد داشت ذكر كرديم و سخن خود را پايان مىدهيم خداوندى را كه بخشنده خرد است سپاسگزاريم ، چنان كه شايسته و درخور اوست . « ترجمه كتاب آبله و سرخك تمام شد »