محمد بن زكريا الرازي

87

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

باشند و گاهى يك يا دو پيه انار ديگر را هم بر آن علاوه نمايند و اين در صورتى است كه بيمار محتاج به تقويت باشد . در اين صورت عمل اين دو دارو آن است كه رطوبات بدن را با مقدارى صفرا از بدن خارج نموده ، بدون آنكه حرارت را تهييج كند ، مخصوصا آب انار اين خاصيت را دارد و بعد هم يبوست نمىآورد ، كه بهترين درمانها در اين مورد همين است . اما در مورد بيمار سرخكى بايد آب آلو و آلوى تازه و يا خيسانده آن را در گلاب با شكر مخلوط نما و به بيمار بده و از تجويز ترنجبين « 1 » صرف‌نظر كن ، زيرا ضرر آن براى بيماران سرخكى مثل ضرر عسل براى بيماران آبله‌اى است ، به جهت آنكه اين ماده دل‌به‌هم‌خوردگى « 2 » و اندوه را زياد مىكند ، همچنين از خورانيدن شير و بنفشه به آنها بپرهيز زيرا اين دو ماده در بيماران دل‌به‌هم‌خوردگى و اندوه را زياد كنند . همچنانكه اولين و واجب‌ترين درمان در آبله اگر خون بيمار زياد باشد فصد است ، براى تسكين فوران ( طغيان ) بيمارى تجويز داروهاى خنك‌كننده ( خاموش‌كننده حرارت ) اكتفا نكن ، بلكه براى سبك نمودن طبيعت ( مزاج ) و جلوگيرى از امتلاء و بالا آمدن و كشش عروق كه به علت زيادى اين حالات عوارض و حوادث بدخيم بوجود مىآيد ، بايد از مقدار خون بيمار كم نمائى ، مخصوصا اگر خون گرم و بخار آن فراوان بود . همچنين بايد در اوائل سرخك مقدارى صفراى بيمار را اگر ديدى زياد است ، از بدن خارج كنى و بقيه را با داروهاى خنك و خاموش‌كننده معالجه نمائى . نشانه غلبه صفرا شدت التهاب و اندوه بيمار و بيرون آمدن چيزى شبيه قى و بىاشتهائى و تلخى دهان است ( و سوزش ادرار و زردى چشم ) مىباشد .

--> ( 1 ) - Manne d ' Alhagi ( 2 ) - غثيان و غثى .