حكيم ابو على ( مجهول ) ( مترجم : محمد بن زكريا الرازي )
126
خواص الأشياء ( فارسى )
[ باب بيست و يكم ] « 1 » اسامى مركّبات سكنجبين ، اشربه « 2 » ، لعوقات ، مربّيات ، جوارشات ، معاجين ، ترياقات ، اطريفلات ، مفرّحات ، اقراص ، حبوبات ، سفوفات ، ايارجات ، شياف ، طلاها ، داروهاى ، غرغره ، داروهاى چشم ، مطبوخات ، روغنها ، مرهمها . صفت دواء الملوك : كه جهت سكندر رومى ساختهاند : بگيرند پوست هليله و بليله و آمله و هليلهء سياه از هر يكى سى و شش مثقال ، سياه دانه بيست و چهار مثقال ، فلفل گرد و فلفل دراز و پلپلمويه و زنجبيل از هريك دوازده مثقال ، كبابهء چينى و بلادر سر از وى دور كرده از هر يكى شش مثقال ، نارمشك و قاقلهء صغار و مشك زمين از هر يكى جداجدا دو مثقال بكوبند ، بياورند سيصد مثقال فانيد يعنى شكر سفيد خوب و در ديگ رويين يا سنگين كنند و قدرى آب بر آن ريزند و در زير آن آتش نرم كنند ، چنان كه شكر بگدازد و بعد از آن داروها را كوفته و بيخته در وى اندازند و خوب بياميزند و به عدد روزها از سال هر روز بامداد به ناشتا از آن يك غلوله بخورد و قدرى آب شير گرم از پس آن بخورد ؛ و هركه بر خوردن اين معجون مداومت نمايد در ماه اوّل موى سفيد شدهء او اعادت كند كه سياه شود و آنچه سياه باشد سفيد نشود ؛ و در ماه دوم روشنايى چشم او زياده شود ؛ و در ماه سيم زبان او در فصاحت زياده شود و در هر عضو او كه خللى [ باشد ] « 3 » به اصلاح آيد ؛ و در ماه چهارم رگهاى او گشاده گردد و گوشت او سخت شود و درد شانه به اصلاح آورد ؛ و در ماه پنجم به كلّى غم اندوه از دل برود و عيش خوش گردد ؛ و در ماه ششم عقل او زيادت كند و حفظ او زيادت گردد ؛ و در ماه هفتم علّت بواسير و جذام و نقرس و برص از او برود ؛ و در ماه هشتم دنبلها و باد كه در تن او باشد به كلّى دفع شود ؛ و در ماه نهم هرچه بشنود ياد گيرد و فراموش
--> ( 1 ) . به قياس افزوده شد . ( 2 ) . س : + ديها ( ؟ ) . ( 3 ) . به قياس افزوده شد .