حنين بن اسحاق ( مترجم : مهدى محقق )

پيشگفتار 19

رسالة حنين بن إسحق إلى علي بن يحيى في ذكر ما ترجم من كتب جالينوس ( فارسى )

متوفّى 243 حضور يافت و متون طبى را بر او قرائت كرد . « 1 » او در عين حال با مراكز علمى از جمله خزانة الحكمة يا بيت الحكمة بغداد ارتباط پيدا كرد . بيت الحكمة كه نخست به صورت كتابخانه در زمان ابو جعفر منصور شكل گرفته بود در زمان هارون الرّشيد گسترش يافت و در عهد مأمون و سپس متوكّل به بالاترين مرتبهء خود به‌عنوان يك مركز بزرگ علمى كه اروپائيان از آن تعبير به « آكادمى » مىكنند رسيد . حنين بن اسحق كه تشنهء آموختن علم و معرفت به‌ويژه علم پزشكى بود همواره بر استاد خود يوحنّا بن ماسويه پرسشهايى را عرضه مىداشت كه پاسخ آن بر استاد دشوار بود و استاد روزى از سر پرخاش به شاگرد جوان خود گفت : « اهل حيره را به علم پزشكى چه كار ؟ تو بايد بر وى و بر سر راه فلوس بفروشى » « 2 » . حنين مجلس درس استاد را ترك گفت و دانست كه مقصود استاد اين بوده كه فقط جنديشاپوريان لياقت پزشك شدن را دارند و اين حرفه از ميان آنان نبايد بيرون برود و تاجرزادگان نبايد بدان دست يابند . او پس از ترك درس يوحنّا بن ماسويه به سير آفاق و انفس پرداخت و به بلاد روم و آسياى صغير سفر كرد تا آنكه به اسكندريّه رسيد و به تقويت زبان يونانى كه كليد علم و فرهنگ بود پرداخت و در فنّ ترجمه به پايه‌اى رسيد كه از او تعبير به « حنين التّرجمان » شد . « 3 » ابن جلجل مىگويد كه او عالم به زبان عرب و فصيح به زبان يونانى و بارع در هر دو زبان گرديد و به بلاغتى دست يافت كه علل هر دو زبان را به خوبى فرا گرفت تا بدانجا كه كتابى تحت عنوان احكام الاعراب على مذهب اليونانيّين « 4 » را تأليف كرد و به پايه‌اى رسيد كه پس از اسكندر افروديسى كسى به دانايى او در زبان عربى و يونانى نبود . « 5 » او در سال 211 با دست پر به بغداد بازگشت و باوجود جوانى با اعاظم متعلّمان آن ديار رقابت و منافست مىنمود . قفطى داستان آشتى كردن او با يوحنّا بن ماسويه را كه پيش از اين او را تحقير كرده و از خود رانده بود چنين بيان مىكند : « يوسف طبيب ذكر كرد كه روزى نزد اسحاق بن الحسين بودم . مردى را ديدم كه

--> ( 1 ) . تاريخ مختصر الدول ، ص 250 . ( 2 ) . بيهقى ، تاريخ الحكماء ، ص 174 . ( 3 ) . فردوس الحكمة ، ص 8 . ( 4 ) . الفهرست ابن النديم ، ص 424 . ( 5 ) . بيهقى ، تاريخ حكماء الاسلام ، ص 3 .