حنين بن اسحاق ( مترجم : مهدى محقق )

پيشگفتار 14

رسالة حنين بن إسحق إلى علي بن يحيى في ذكر ما ترجم من كتب جالينوس ( فارسى )

پيشگفتار نهضت ترجمه در اسلام كلمهء « ترجمه » در زبان عربى مصدر رباعى مجرّد است . ترجم كلامه : تفسير كرد سخن وى را ، ترجمه كرد و هو التّرجمان : تفسيركننده « 1 » . كلمهء « ترجمان » در ادب فارسى و عربى بسيار به كار رفته است : بازيست بيش حكمت يونانم * زيرا كه ترجمان طواسينم « 2 » ملاعب جنّة لوسار فيها * سليمان لسار بترجمان « 3 » مير سيّد شريف جرجانى آن را معرّب « ترزفان » يعنى ترزبان دانسته درحالىكه اين كلمه با كلمهء « ترجوم » عبرى به معنى توضيح دادن ، تفسيركردن هم ريشه است . « 4 » امر ترجمه از دوره امويان آغاز شد و در دوره بنى عبّاس يعنى از زمان منصور تا عهد مأمون به نهايت كمال خود رسيد و مركز اين جريان علمى شهر مدينة السّلام يعنى بغداد بوده است . مورّخان اسلامى سير علوم و فلسفه و انتقال آن از آتن را بدين نحو ياد كرده‌اند كه فلسفهء مدنيّه از سقراط و افلاطون و ارسطو آغاز شد و سپس به ثاوفرسطس و اوذيمس و آيندگان آنان رسيد و پس از آن مجلس تعليم از آتن به اسكندريّهء مصر منتقل گشت و در زمان عمر بن عبد العزيز از اسكندريّه به انطاكيّه و سپس به حرّان و

--> ( 1 ) . مقدّمة الادب ، زمخشرى ، ذيل همين كلمه . ( 2 ) . ديوان ناصر خسرو ، 60 / 38 . ( 3 ) . شرح ديوان متنبى ، ج 2 ، ص 290 . ( 4 ) . التنبيه و الاشراف ، مسعودى ، ص 69 .