جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )

72

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )

باب سى و پنجم در صفت گياهى كه برويد در كمرها و كوه‌ها و ساق أو سرخ است و بند بند مىباشد و هر بندى دو سه برگ برآرد ؛ و چون بيابى أو را ، بستان أو را ، اوّل نشان أو دهم و بشناس أو را ، بندهاى أو به سان بند نرگس باشد و أو هم‌چون بستان‌افروز سنگين باشد و أو را بكوبند و در باتيله كنند و به آتش نرم آب أو را بگيرند و در شيشه كنند . آنگه زهره را بگدازند و از آن آب بر سرش ريزند ، زر خالص شود . باب سى و ششم در صفت گياهى كه أو را شمس گويند و برگش چون به برگ چاشت خرم باشد و گلش زرد بود و چون نارنج است و بر زمين گسترده باشد و در برگش نقطه‌هاى سياه بود و در زير گلش شاخ سياه باشد ؛ و أو را چون بيابى ، بستان و بكوب و با موم در آب انداز كه شمس است . باب سى و هفتم در صفت گياهى كه بر كوه مىرويد و بر زمين برگ أو گسترده بود و چتر زده باشد و بر وى مگس بسيار نشيند ؛ و اگر از اين گياه بر زهره طرح كنى ، قمر شود روباسى ، و اگر بيخ و بار أو به زهره طرح كنى ، شمس شود .