جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )

70

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )

گرفته باشد ، أو را بركن و بيخ أو بزرگ باشد و تو بر تو باشد مثل پياز و ريشهء أو يكى باشد و ساق بالا يكى باشد و ميان جايش گرد و در بالاتر از ساقش برگ بسيار باشد ، و در ديار مغرب بسيار باشد و در حوالى اين گياه بيشه و جنگل بسيار باشد و اهل مغرب أو را شب بياورند و در آن جنگل موران بسيارند ، مستولى گشته ، چنان‌چه گوسفندى چند همراه خود برند و با خود گردانند و آن برگ و بار را مىچينند . چون موران از سوراخ‌ها بيرون آيند ، هركس گوسفند دارد ، رها كند و بگريزد و تا موران به گرفتن گوسفندان مشغول شوند و ايشان جان به سلامت ببرند ؛ و در اين ديار به خاصيت دگر آن را شناخته‌اند و بايد سوزنى با خود بردارند و چون در كوهستان يا بيشه بگردند ، هرجا كه اين گياه ببينند كه به اين صفت و صورت بشناسند ، سوزن در برگ أو فروبرند ، هرگاه كه سر سوزن از آن طرف زرد بيرون آمد ، پس آن علف بركنند و شاخ و برگ أو را بشكنند و خشك سازند . بعد از آن با قمر بگدازند كه شمس گردد ؛ و بيخ أو را هر دينارى با دو دينار گوگرد در بوطه بگدازند و به قدرت الهى گوگرد احتراق برخيزد و ثابت گردد . پس مثقالى از اين گوگرد ثابت بر شصت مثقال زيبق عبيط طرح كن كه قمر روباسى شود كه هر صد مثقال آن قمر سيزده بيفزايد در روباسى و هيچ نباتى به قوّت‌تر از اين نباشد ؛ و در ولايت كاشان بسيار مىباشد ، و استاد كاسه‌گر رنگ زرد از اين گياه كند . امّا به عمل ديگرش راه نبرده‌اند ، و اين عنصل نباتى است كه احتياج به تدبير نيست .