جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
62
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
چهاردهم در صفت گياهى كه أو را گل ناسكا گويند و أو مشابه به درخت پنبه دارد . چون أو را بشناسى ، بستان أو را با بيخ أو و بكوب و آب أو بگير و صاف كن و قمر را ذوب گردان و در اين آب انداز سه بار كه شمس گردد خلاصى و روباسى ؛ و شيخ گفته كه من يافتم أو را كه اگر بيابى ، از برگ أو آب أو را بگيرى و عقاب اندازى و بوره زرگران و طبخ در أو سه نوبت به سه ساعت كه عقد مىشود ، چون مشترى ثابت گردد و طرح كن از اين بر پنجاه جزو نحاس كه قمرى مىشود ، لا شك الّا فيه ، و روباسى باشد . باب پانزدهم در صفت گياهى كه أو را هرندويه گويند و اهل بصره پوست أو را دباغت كنند و مغربيان أو را تعلقه گويند و به فارسى عند گويند . چون ببينى و بشناسى أو را ، بستان صمغ أو را و طرح كن بر طلق و در ديگ مطين كن و طلق را بر أو تلحيف كن يك روى طلق و يك روى از اين و سر كوزه را محكم كن و در شورى نه يك شب و بعد از آن بيرون آور كه بر شكل زغال سياه شده باشد . پس جزوى از اين بر صد جزو مشترى مىرود كه آن مشترى ، قمر مىشود . باب شانزدهم در صفت گياهى كه أو را يالبوث خوانند و يك ساق دارد و برگ أو مثل برگ نيل باشد و گل أو مثل أو و بار أو مثل بقم . پس چون بشكنى ، شير سرخ بدر آيد . چون بيابى أو را ، بستان أو را و