يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

276

سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )

كه اين زنجيرهء تبارى از لحاظ فواصل زمانى و سالزيست نسلهاى حلقات آن ، اشكالى در بر ندارد و مقرون به صواب است . اما اگر فرض اخير احتمال صحّت هم نيابد ، يعنى نياى سوم او « ابو عيسى شادى » هم نباشد ، باز در اين صورت هرگز در اساس پيشگزاردهء ما تغييرى پديد نمىآيد ، و تفاوتى به حال و نام او نمىكند . زيرا ، در واقع ، و در قياس با ديگر ناموران تاريخ و ادب ، اسم اشهر او همانا « ابن شادى » خواهد بود ، زيرا يكى از وجوه « اسم اشهر » در اعلام اسامى ، اضافهء بنوّت « ابن » به نام جدّ - خواه نياى يكم يا دوم يا سوم و يا بيشتر - نيز متداول و متعارف باشد ، نظاير و شواهد آن ( - مثل : ابن سينا ، ابن اسفنديار ، ابن خلكان ، ابن خلدون ، و . . . ) بسيار است . از جملهء شواهد مىتوان همان بيت منقول از ابن نباتهء شاعر در مرثيهء امير ابو الفداء ايوبى را خاطر نشان كرد ، كه بنابر رسم جدّ چندم وى ( - شادى ) او را نيز به وصف اشهر « ابن شادى » موسوم نموده است . بارى ، فردينانديوستى در ذيل اسم « شادى » ، شواهد ديگرى جز آنچه از اسامى اميران كردى ياد گرديد ، منجمله نام يكى از مماليك آلپ ارسلان سلجوقى ، شادى خان بن علاء الدين دهلوى ( 1296 - 1316 م ) ، ملك شادى ، شادى بيگ خان قبچاقى ، و تنى چند از سلاطين هندوستان ، حتى بعض اعلام و امراى تركى و تركمانى را هم بدين نام ياد كرده است « 1 » . خلاصه آن‌كه ، تيرهء كردان « شاديگان » كهن كه منسوب به نام نياى باستانى خود « شادى » مادى بوده‌اند ، و بعدها علامت نسبت ( لو ) تركمانان مسلّط بر نواحى جبال غربى ايران ، همچون نظاير بىشمار ديگر ، به نامويس ايشان افزوده شد ( از سدهء 8 و 9 ببعد ) در دورهء صفويان به منطقهء شرقى ايران و نواحى خراسان كوچانده شدند ، و در آنجا به عنوان اكراد « كرمانج » و جزو آن طوايف بر شمار آمدند ، تا آن‌كه ايل بزرگ « شادىلو / شادّلو » از جمع ايشان تشكيل شد . جالب آن‌كه آقاى كليم اللّه توحّدى ( اوغازى ) كردشناس محقق ، تيره‌اى از « شادىلو » ها را از منطقهء « همدان » ياد كرده - با نسبت « همدانى » و « همدان لو » ، كه شايد هم در اصل همزانلو / حمزانلو ( ؟ ) بوده باشند . « 2 » .

--> ( 1 ) Iranisches Namenbuch , p . 270 . ( 2 ) حركت تاريخى كرد به خراسان ، ج 2 ، ص 312 .