يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
242
سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )
- 12 - نامه به مهر السلطنه انشاء الله تعالى اى غايب از نظر به خدا مىسپارمت * جانم بسوختى و به دل دوست دارمت در شب چهاردهم شهر رمضان اين دو كلمه را محض يادگارى به جهت نور چشم محترم خانم مهر السلطنه نوشتم كه هر وقت اين خط مرا ملاحظه نمايند از اين پدر دور افتاده ياد نمايند . حسن افشار آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست * هر كجا هست خدايا به سلامت دارش امروز كه بيست و پنجم رمضان است مژدهء ورود عروس جانم رسيد كه انشاء الله فردا وارد حضرت عبد العظيم ( ع ) مىشوند . كمال خورسندى حاصل شد كه الحمد لله به سلامتى به مقصد رسيدند و از فردا مجلس عيش و سرور فرزندى سيف السلطنه منعقد خواهد شد . اما از آن طرف كه رفتن اين نور چشم عزيزم يادم مىآيد دنيا به نظرم تيره و تار مىگردد . تاجى جانم ، عزيزم ، قربانت برم . دورى ز برت سخت بود سوختگان را * سخت است جدايى به هم آموختگان را اميدوارم كه انشاء الله به تفضل خداوند شما هم با تمام همراهان به سلامتى به مقصد برسيد . همينقدر . . . « 1 » نصيحت به شما مىنويسم كه فراموشت نشود در احترام حضرت اجل سردار روحى فداه كه دوست چندين سالهء من هستند و همچنين در احترام سركار عليه خانم والدهء جناب فرزندى سهام الدوله كوتاهى
--> ( 1 ) يك كلمه خوانده نشد .