هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

70

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

ساير تشريفات را از قبيل « شيرينى » و « شربت » و « چراغانى » ، به وجه احسن فراهم آورده بود ، و حال اين‌كه اسباب آتش‌بازى را كه براى اين عيد تهيّه ديده بودند ، به « بندر ناصرى » برده بودند ، كه اين عيد را « حضرت ايالت » در « ناصرى » تشريف داشته باشند . با وجود اين ، در « شوشتر » اين قسم آتش‌بازى فراهم آوردن ، در ضيق وقت ، كار آسانى نبود . ان شاء الله ، فردا خيال دارند كه حضرت اجل ، به اردو تشريف برده ، و يك شب در آن‌جا مانده ، به سمت « ناصرى » حركت فرمايند . هوا هم شبها خوب شده است . نسيمى مىوزد ، ولى باز سه چهار ساعت به غروب مانده ، نا دو سه ساعت از شب گذشته ، قدرى « خفه » و « گرم » مىشود . به قول شوشترىها ، هوا « شرجى » مىشود و عرق مىكند . « شرجى » ، يعنى « شرقى » ، كه « قاف » را در اين صفحات بدل به « جيم » كرده‌اند ، مثل اين‌كه « قريه » را « جريه » مىگويند . ديروز كه قاصد « پست » مقرره روانه مىشد ، كاغذهاى مفصل از جانب « حضرت ايالت » و كاغذهاى شخصى نوشته ، به « تهران » و « همدان » فرستاده شد . پنج‌شنبه ، 15 جمادى الاخر 1315 [ ه . ق . ] مطابق بيستم « عقرب » [ است ] . به سلامتى و فيروزى ، در ركاب حضرت اجلّ اكرم ، « سردار اكرم » ، والى مملكت « عربستان » و « بختيارى » - مد ظلّه - با اردو از « شوشتر » به سمت « بندر ناصرى » و « حويزه » و « بنى طرف » حركت كرده ، در كنار شهر ، در « بليطى » اردو برپا شد . از ابتداى ورود به « شوشتر » ، تا امروز ، 3 ماه و 2 روز كم است . و در اين مدت توقف [ در ] « شوشتر » گرماها خورديم [ و ] عرق ريختيم . حالا كه هواى اين‌جا روبه خوبى است ، مىگذاريم و مىرويم سجاف « 1 » بيابان‌ها بشويم ، تا اين سفر چه مدت طول بكشد و چطور بگذرد و قسمت چه باشد ، خدا دانا است . على الله فى كل الامور توكّلى . اسامى ملتزمين اردو در ركاب مبارك حضرت ايالت : [ 1 ] جناب آقاى « ساعد السلطنه » . [ 2 ] جناب « صمصام الملك » ، با فوج « كزّاز » .

--> ( 1 ) . سجاف ( sejaf ) ، فرجهء بين دو پرده . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1288 ) . پرده ، نقاب ، چادر ، لبه . ( فرهنگ معاصر عربى فارسى ، 278 ) .