هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
54
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
در اطراف جوب آب ، هرچه گرديديم كه جايى پيدا كنيم سايه باشد بنشينيم ، پيدا نشد . لابد به چادر « 1 » آمديم ، به هر قسم بود ، روز را به سختى گذرانديم . شب پنجشنبه ، 14 صفر [ 1315 ه . ق . ] [ پل زال ] از « برنجزار » حركت كرده ، باز راه كوه و كتل و سنگلاخ و سخت و گاهى هم هموار بود . به هر قسم بود گاهى با زحمت و گاهى به راحت ، راه را مىپيموديم . در بين راه ، منزل موسوم به « پل زال » « 2 » را ديديم . در كنار رودخانهء بزرگى كه آب صاف و گوارايى داشت ، پياده شده ، طلوع صبح بود . چاى صرف كرده ، سوار شديم . [ قلعه رزن ] راه ، مسطح شد . اسب رانده ، دو ساعت از آفتاب گذشته ، به منزل موسوم به « قلعهء رزن » « 3 » رسيديم . هوا خيلى گرم ، و ماها هم خسته از « برنجزار » [ بوديم ] . تا « قلعهء رزن » 6 فرسنگ مسافت است . در « رزن » قلعهاى هم ساخته شده است ، ولى اردو نزديك همان قلعه افتاد . نىزار طولانى دارد . در اينجا « حاجى سلطان » نامى جلو آمده ، به حساب « سيورسات « 4 » چى » از « دزفول » فرستاده بودند ، قدرى « هندوانه » و « بادنجان » آورده بود . در اين منزل « هندوانه » نوبر كرديم . هواى اينجا خيلى گرم بود . روز « شمد » را مكرر به آب زده ، رومىانداختيم . دو سه دقيقه مىگذشت ، خشك مىشد . و باد گرم مىوزيد . در اين منزل هم هرطور بود ، روز را شب كرده ، چهار پنج ساعت از شب جمعه ، 15 صفر [ 1315 ه . ق . ]
--> ( 1 ) . در اصل : بچادر بچادر ( 2 ) . پل زال ( Pol - e zal ) روستايى است از توابع بخش الوار گرمسيرى شهرستان انديمشك و مرز دو استان خوزستان و لرستان ، كنار جاده انديمشك به خرمآباد و رود زيباى « زال » دوراند مىگويد : « مىبايستى از راه پل زيبايى كه روى رودخانه معروف زال بسته شده است ، عبور كنيم . اين پل دو پايه سنگى به ارتفاع 12 تا 14 فوت دارد و علامت عبورى در يك ميلى آن قرار گرفته است . زيرا اگر اين علامت وجود نداشته باشد ، آدمى به سادگى راه را گم مىكند . » ( سفرنامه دوراند ، 148 - 149 ) . ( 3 ) . قلعه رزه امروزى . ( 4 ) . سيورسات ( Soyursat ) از واژه تركى « سورسات » اخذ شده است ، به معناى زاد و توشه يا خواروبار و زاد و علوفه كه از روستاهاى سر راه براى عبور لشكر يا مركب پادشاه يا والى يا خان گرد بياورند .