هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
49
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و از رؤسا التزام گرفته شود كه مواظب بوده « قوافل » و « مترددين » را با كمال « امنيت » عبورومرور بدهند ، كه جملتان 52 سوار و 130 نفر پياده از « خرمآباد » تا « دزفول » ، قراسوران قرار داده شود . و تقريبا 4680 تومان مواجب اينها مىشود ، كه ديوان مرحمت كند و اين كار براى اين راه از « واجبات » است . بههرحال ، حضرت « سردار اكرم » ، رؤساى « ديركوند » را كه پنج شش نفر بودند ، مخلّع « 1 » فرمودند . لباس و وضع رؤساى « الوار » اينطور است : ريش و زلف بلند ، شال كلفت [ به ] كمر مىبندند . قباى كمرچين ، كلاه نمد سياه كوتاه و عباى نازك پشمى هم بعضى به دوش مىگيرند و تنبان گشادى دارند . شلوار ، هيچ نمىپوشند [ و ] هميشه ماديان سوارند . « 2 » دو سه مشك « دوغ » و « ماست » و سه چهار « بره » و « بزغاله » « 3 » و قدرى « برف » در « تنگ چمشك » ، « عباس خان جودكى » ، كه از « خرمآباد » همراه بود ، تقديم آورد ، و يك طاقه شال خلعت گرفت . پيش خودش ، كمر « حاتم » را شكست ، كه « كره » و « بره » و « ماست » آورد . سهشنبه ، 11 صفر 1315 [ ه . ق . ] از « تنگ چمشك » ، روانه شده ، از ميان « جنگل » و « سنگلاخ » و « تپه » و « ماهور » ، كه راه چندان معلوم نبود ، عبور كرده ؛ به منزل دو فرسخى كه « پل شكسته » موسوم است ، آمديم . اينجا اسمش « منزل » است ، ولى هيچ نمونه از « منزل » ندارد ، نه « آبادى » و نه « آبادانى » [ و ] نه « آذوقه » . هيچچيز پيدا نمىشود ، مگر نهر آبى [ كه ] مىگذرد . اسمش را منزل گذاشتهاند . در اينجا برادر « سهراب خان » ديركوند ، « خسرو خان » آمد [ و ] خدمت حضرت سردار اكرم شرفياب شد . در اين منزل ، 2 نفر از سربازان فوج « خلج » باهم نزاع كرده ، يكى آن ديگرى را با تير تفنگ زد ، ولى كارى نبود . سرباز مجروح را به « خسرو خان ديركوند » سپردند ، كه
--> ( 1 ) . خلعت يافته ، خلعت داده شده . ( 2 ) . ابتدا نوشته « سوار ميشوند » سپس كلمه « ميشوند » را خط زده و « سوارند » را به كار برده است . ( 3 ) . در اصل : بزقاله