هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

80

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

يحيى خان توى هال بود . بعد از نهار گفت برويم بيرون . هرچه اصرار كردم [ كه ] امروز از هتل بيرون نرو ، قبول نكرد . گفت تو نيايى ، من مىروم . در هتل تنها دل‌تنگ مىشوم . ديدم او بيرون خواهد رفت ، من هم مصمم شدم [ كه ] برويم كان . هوا گرم و خوب است . ترن گرفته ، روانه شديم . نيمهء راه را كه طى كرديم ، ابرها آمدند و باد شروع كرد . وقتى به كان رسيديم ، موافق قاعده سرد [ بود ] و باد شديد مىوزيد . حالا چه كنم ؟ كالسكه گرفته ، رفتيم روى كه ، تا آخر ، و برگشتيم . چاى خورده ، مراجعت كرديم . هيچ خوش نگذشت . از حال يحيى خان كه زكام است ، خيلى نگران بودم . روز جمعه ، 21 [ فوريه 1913 م . ؛ 14 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] امروز صبح جايى نرفتم . يحيى خان زكامش شدت كرده ، بعد از ظهر او رفت بانك [ تا ] پول بگيرد . من با فرانسواز رفتيم روى كه و از آن‌جا روى تپه [ اى ] كه در انتها است و دو روز قبل به واسطهء دير بودن نتوانستم بروم . بالا كه رسيديم ، در ابتدا در يك سمت تپه جاى وسيعى بود . ده پانزده توپ گذاشته ، جمعى توپچى مشق مىكردند . توپ‌ها را رو به دريا گذاشته ، قدرى ايستاده ، رفتيم بالا كه آخر تپه است . جاى مسطح گردى است . دورش [ را ] معجر كرده و مشرف به تمام شهر و اطراف و دريا است . جمعى [ از ] مردم هم بودند ، روى نيمكت‌ها كه در آن‌جا بود ، نشسته [ و ] دريا و شهر را تماشا مىكردند . 100 ذرع « 1 » بلندى تپه است . تمام شهر و اطراف [ آن ] و تا چشم كار مىكند ، دريا است . كوههاى پردرخت در جلو و كوههاى برف‌دار از پشت آنها پيدا بودند . توى كوههاى سبز دور شهر ، عمارت‌ها ، تك‌تك و هتل‌هاى عالى خيلى قشنگ مىنمودند . بسيار چشم‌انداز خوبى است . از يك‌طرف اين تپه آبشارى ساخته‌اند . آبش معلوم نيست [ كه ] از كجا مىآيد . از زير همين جاى مسطح مىريزد به چند مرتبه‌هاى كوچك و بعد دهنه بزرگ شده ، از

--> ( 1 ) . در اصل : زرع