هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

78

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

[ در ] آن‌جا منزل داشتيم . ديدن اين‌جا ، بىاندازه گذشته را يادآورى مىكرد . اگرچه الحمد للّه « 1 » همه سلامتيم و امسال هم خوش است ، ولى باز دريغ از پارسال را بايد گفت ، چون سال گذشته جمعيت‌مان جمع‌تر بود . تقى و محسن خان بودند ، خيلى خوش‌تر مىگذشت . اتفاقا روى ميزى كه پارسال اغلب با يكديگر نشسته [ و ] چاى مىخورديم ، واقع شدم . چاى آوردند . بعد از صرف ، بيرون آمديم . گل‌فروشى توى جلو خان هتل است كه پارسال هرروز از او گل مىخريدم . محض تجديد عهد رفتم از او گل بخرم . همين‌كه مرا ديد ، فورا شناخت . تعارف كرده ، گل جلو آورد ، خريدم . خودش با سنجاق به سينه‌ام زد . بيرون آمده ، رفتيم به گار . ترن گرفته ، روانه شديم . ساعت 7 رسيديم [ به ] هتل . روز سه‌شنبه ، 18 فوريه 1913 م . ؛ [ 11 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] امروز آفتاب روشن خوبى است . خيلى خوشحال شدم . سهل است از روشنايى زيادش ، چون مدتى است [ كه ] چشم‌ها به هواى ابر و تاريك عادت كرده ، زحمت داشتم . رفتم توى باغى كه جلو هتل و متعلق به او است ، گردش كنم . باوجود آفتاب ، باد سردى مىوزيد . قدرى راه رفته ، برگشتم [ به ] هتل . باغ قشنگ مختصرى است . جلو عمارت است ، اما يك كوچه فاصله دارد . محض سهل بودن ، طاقى روى كوچه زده ، باغ را به هتل وصل كرده‌اند . از روى مهتابى هتل پله مىخورد ، پايين مىرود توى باغ . هركس هم بخواهد از در هتل بيرون آمده ، در باغ روبرو است ، مىرود . بعد از ظهر رفتيم روى كه ، گردش [ كنيم ] . باغ بزرگى عمومى در يك‌طرف او هست . باغچه‌بندى و گل‌كارى و چمن خيلى خوبى دارد . گل‌هاى سين‌وره بسيار خوب درشت در توى باغچه‌ها ، خرمن خرمن كاشته بودند . گل‌هاى رنگ به رنگ داده ، واقعا خيلى در اين فصل خوب بودند . چند حوض‌هاى كوچك قشنگ در اطراف بود ، كه از مجسمه‌هاى آنها آب مىريخت . در يك‌طرف غار مصنوعى ساخته [ اند ] . درياچهء كوچكى جلو او ، مرغ آبىهاى جور به جور در توى او بودند .

--> ( 1 ) . در اصل : الحمد و لله