هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

642

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از چشم تو گر طلعت معشوقه نهان است * با چشم منَش بين ، كه نهان جمله عيان است دل در طلبش رفت به هرجا رُخ او ديد * پيداست از اين جلوه كه او جان جهان است گر چشم و زبان تو دو عضوى است مقرّر * اعضاى تن ما همه چشم است و زبان است ما را غمت اى ماه ز غم‌ها برهانيد * اكنون نه غم از مال و نه انديشه ز جان است وقت است كه گل خنده زند ، ليك چه حاصل * در كنج قفس خود چه بهار و چه خزان است صد حيف مرا بال و پرى نيست به پرواز * امروز كه مرغان چمن نعره‌زنان است دارم عجب از ناله كه او را اثرى نيست * وز سختى دل كز دل يارم به گمان است ناليد نظام اين همه در گوشهء گلزار * گل هيچ نپرسيد كه آيا چه فغان است ؟ منزل بيست و يكم : ده‌نمك شب دوشنبه ، بيست و هشتم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] از لاسجرد دو ساعت از شب رفته ، حركت نموده ، يك ساعت به دسته مانده ، به قريهء ده‌نمك رسيده ، در چاپارخانه منزل شد . راه هفت فرسخ بود . منزل بيست و دويم : قشلاق شب سه‌شنبه ، بيست و نهم ماه شعبان [ 1301 ه . ق . ] دو ساعت از شب رفته از ده‌نمك سوار شده ، يك ساعت به دسته مانده ، به قريه قشلاق وارد شده ، در كاروانسرا منزل شد . منزل بيست و سيّم : ايوانك شب چهارشنبه ، غرّه ماه مبارك رمضان [ 1301 ه . ق . ] در قشلاق ماه نو ديده شد . از آن‌جا به ايوانك آمديم . راه پست و بلند [ و ] نشيب و فراز بود . بعض جاها نهر هم داشت . منزل بيست [ و ] چهارم : خاتون‌آباد