هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
628
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
شوكتها و اجلالها - متصدّى جلائل امور و در نظر همايونى « 1 » اقوال و اعمال او هميشه محلّ اعتماد و قبول بوده [ است ] . والدهء آن مرحوم از بنات اعمام بود و او علاوه به نسبت نسبى ، نسبت سببى نيز به دو جهت با حقير داشت ، رحمة الله عليه ، كه حقوق آن مرحوم در دولت و ملّت اسلام خيلى است . آنها كه از كار خارجه ربطى دارند ، بهتر مىدانند ؛ افسوس كه از كيسهء دولت رفت . آن مرحوم وقت ورود حقير به تهران ، ناخوش و بسيار عليل بود . اواخر چند روزى به حركت من مانده ، در تهران وفات كرد . تا روز آخر ، با همهء عليلى مزاج و بىحالتى ، باز با ميل تمام درصدد اصلاح مهام دولت و انجام خدمات و فرمايشات همايونى « 2 » بود ، جنازهاش را قبل از حركت حقير به مشهد مقدس برده ، در « دار السعاده » [ در ] جاى خوبى دفن كرده بودند . ميرزا حسين خان سپهسالار مرحوم را نيز كه سابق در ايام توليت در آنجا وفات كرده بود ، همانجا كه خود او در حيات خود معيّن كرده و مقبره ساخته بود ، در « دار السياره » دفن كرده بودند . بعد از ورود [ به ] مشهد ، مكرّر به سر قبر هردو بزرگوار رفته ، فاتحه خوانده ، گاهى آنجا [ و ] گاه اينجا نشسته ؛ ذكر ايام گذشته و فكر اوضاع دنيا را مىكردم كه اينها در حيات خود با همديگرچه عالمى و حالتى داشتند و حالا چگونه « ساكت » و « صامت » ، هريكى [ در ] جاى خود خوابيدهاند [ و ] گله و شكوه [ و ] نزاعى و جدالى [ و ] قيل و قالى نيست . واقعا دنيا به اين همه خوناب [ ه ] ها و مخمص [ ه ] ها هرگز نمىارزد ، خاصّه اينكه هر چه باشد ، مىگذرد و تغيير پيدا مىكند . پس بايد امر دنيا را سهل گرفت . سپهسالار مرحوم از رجال معتبر دولت و در حقيقت مبرد شمشير قاطع براى دولت بود . آن مرحوم نيز در ذمّهء داعى ، بلكه عموم خانواده حقوقى داشت ؛ خاصّه در [ اين ] اواخر كه براى دفع فتنه اكراد ، حسب الامر به تبريز آمده ، از عهدهء آن خدمت بزرگ به خوبى برآمد و نسبت به ماها مهربانى كرد [ و ] وطن را نوعى مأمن نمود .
--> ( 1 ) . در اصل : هميونى ( 2 ) . در اصل : هميونى