هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

603

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

آنها را « خمس و ستّون و ستّماه » نوشته‌اند ، يعنى 665 [ ه . ق . ] . موقوفاتى هم دارد ، كه بعضى خراب و بعضى ضبط ديوان است . به اين جهت ، مقبره خراب مانده [ است ] . اسامى املاك موقوفه‌اش در آن‌جا در سنگ حك و ثبت شده [ است ] . بين راه دامغان ، اين غزل به خاطرم رسيد : لمؤلّفه با چشم من اگر به رخ يار بنگرى * بىخود شوى و لذّت ديدار بنگرى گر يك نفس به لذّت ديدار برخورى * در عمر خويش لذت بسيار بنگرى صنع و اثر حجاب بود ، ديده باز كن * تا بىحجاب صانع آثار بنگرى دل غافل است از گل ، اگر ذوق بلبلى * آرى به دست رونق گلزار بنگرى اينها متاع بيهُده باشد ، فرو بِهِل * ديگر متاع خر ، كه خريدار بنگرى گاهى قماش تازه ز تجّار عشق گير * تا آن زمان به رونق بازار بنگرى زين آب و خاك تيره ، زمانى تو چشم پوش * تا لحظه [ اى ] به عالم انوار بنگرى سر تا به پاى چشم شو ، آفاق كن نظر * تا هر طرف به طلعت دلدار بنگرى گاهى به سوى حلقهء عشاق گوش دار * تا سوز نال [ ه ] هاى دل زار بنگرى تا كِى نظام گوش به گفتار مىكنى * در كار كوش ، تا به كردار بنگرى منزل يازدهم : ده ملّا از دامغان آمديم به ده ملّا . راه تقريبا 7 فرسخ بود . بين راه ، آب و آبادانى بود . 8 ساعت و چيزى [ طول ] كشيد . راه صاف و خوبى داشت . شب ، باران زياد آمده بود . چون اين