هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

601

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دل خلق شد مكدّر ، ز غم جهان فانى * دل ما به يُمن عشقش ز غمى كدر ندارد طلب حقيقتى كن ز مجاز لفظ بگذر * كه مجاز بىحقيقت ، به خدا ثمر ندارد به مودّت على چون شده طينتم مخمّر * به ميان آتش افتد خطر از شرر ندارد به محبّتش چنان شد دل و ديده‌ام مسخّر * كه به غير از او هوايى دل من به سر ندارد دل و جان ناتوانم به هواى مهر حيدر * شده چون قوى از آن‌رو غمى از سقر « 1 » ندارد من و عشق و جان‌نثارى ، همه عجز و خاكسارى * كه نظام در برِ تو هنر دگر ندارد منزل نهم : قوشه از آهوان ساعت در دسته سوار شده ، به قوشه « 2 » آمديم . راه خيلى صاف و خوب بود . پنج ساعت به دسته مانده ، رسيديم . گفتند راه 6 فرسخ است و در بين راه آبى نديديم . در قوشه سردرى و بالاخانهء خوبى و راحتى در كاروانسراى شاه عبّاسى « 3 » هست ، كه حاجى على نقى تاجر ، تازه مرمت‌كارى كرده بود ، آن‌جا منزل كرديم . قوشه ، اول خاكى است كه آن‌جا « شب‌گز » است . خدا كند به سلامت برويم . از آن‌جا بايد شب حركت كرد و هرجا « شبگز » است ، شب بايد چراغ گذاشت ، كه مىگويند اين‌جا نور به روشنى چراغ نمىآيد . از قوشه بايد به دامغان رفت ، كه مىگويند 6 فرسخ است . منزل دهم : دامغان يك ساعت به دسته مانده ، حركت كرده ، 6 ساعت از دسته رفته ، به بلدهء دامغان رسيديم .

--> ( 1 ) . سقر ( Saqar ) ، جهنم . ( 2 ) . روستاى قوشه ( Qusheh ) از توابع شهرستان دامغان و در 5 / 36 كيلومترى اين شهر . « كاروانسرا و آبادى مختصر است موسوم به قشه . آب كمى دارد . چاپارخانه هم هست . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 287 ) . ( 3 ) . اين بناى عصر صفوى به شماره 970 در 8 ارديبهشت‌ماه 1353 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت گرديده است .