هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
573
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
فرمودند : « تا به حال به مشهد نرفته بودى ؟ » عرض كردم : « خير . » فرمودند : « چرا ؟ » عرض كردم : « راستش اين است [ كه ] هروقت ارادهء مشهد مىكردم ، در عبور از تهران به خاطرم بعض خيالات مىرسيد ، نيّت خالص نمىشد ؛ ولى پارسال كه برحسب استدعا محض مرحمت تمام مستمرى و تيول ديوانى دعاگو در كتابچه به اسم اولاد برقرار و ثبت شده [ و ] ديگر خيال خود را آسوده كرده ، ديدم در تهران بار خاطرى و خيال كارى ندارم ، نيّت خالص شد . در اين موقع آمدم . » به ناظم الدوله فرمودند : « ميرزا اسد الله خان ، نزديك بيا . » او كه نزديك آمد ، فرمودند : « بشرهء فلانى بسيار ضعيف است . باعث اين قسم ضعف چه بوده ؟ » تا او جواب عرض كند ، جناب ميرزا سعيد خان ، وزير مرحوم ، داخل اتاق شد و تعظيم كرد . ايشان را نيز نزديك خواستند و به نزديكى حقير اذن جلوس دادند . بعد خطاب به بنده فرمودند كه : « وزير خارجه خيلى بىقوت شده . » به مناسبت فرمايش قبل و اين فرموده ، عرض كردم : « شخص هرقدر ضعيف و ناتوان باشد ، بعون الله توجهات مخصوصهء اعلى حضرت همايونى قوت مخصوص به او مىبخشد ، كه با آن قوّت و قدرت كارها مىتواند بكند ، كه از دست اقويا آن كارها برنمىآيد . » فرمودند : « وزير ، نظام العلما خيلى عاقل است . تابهحال ، هميشه از وضع و حالت او ، چيزهاى خوب شنيدهايم . » وزير مرحوم در جواب عرض كرد :