هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
564
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
فاصلهء ما بين آنها تقريبا يك فرسخ مىشد . خرمدرّه اسم بامسمّى است . ده باصفا و خوشآب و هوا [ يى است ] . منزلهاى خوب دارد . توى درّه آب رودخانه جارى است . اطراف ، تماما « بيد » و « قلمه » و درختهاى سبز و خرّم دارد . در كنار همان رودخانه ، به درخت بيدى تكيه كرده ، با حالت خوشى متفكّر و متذكّر بودم . اين قطعه همانجا به نظر آمد ، ثبت شد : بستهام رخت سفر ، حسبى اللّه كفى « 1 » سفر خير اثر ، حسبى الله كفى مىروم جانب توس ، بر در خير بشر حسبى الله كفى مضطرب بود دلم دوش ، از رنج و كدر حسبى الله كفى غصّهها را ز دلم كردم امروز بدر حسبى الله كفى چون جهان درگذر است ، بگذار و بگذر حسبى الله كفى كن توكل به خدا ، جمع كن هوش به سر حسبى الله كفى دل بر اين خلق مبند ، كه ندارند ثمر حسبى الله كفى مكن انديشه ز كس ، نه به خيرى ، نه به شر حسبى الله كفى كاش اين گفتهء من ، در تو مىكرد اثر حسبى الله كفى در ره يار نظام نبود خوف و خطر حسبى الله كفى جان دهى گر به رهش ، نكنى هيچ ضرر حسبى الله كفى اى ولىّ صمدى ، مالك ملك قدر حسبى الله كفى تو رئوفى « 2 » و عطوف ، مهربانتر ز پدر حسبى الله كفى زنده گرديد دلم ، دوش به اينم نظر حسبى الله كفى كاش با گوشهء چشم بنگرى بار دگر حسبى الله كفى منزل دوازدهم : كرچكين از خرّم درق آمديم به كرچكين « 3 » . راه 6 فرسخ ، بلكه بيشتر بود . از خرّم درّه كه با راه
--> ( 1 ) . جملهء اسمى بهمعناى مرا خداى بسنده و كافى است . ( 2 ) . در اصل : رؤفى ( 3 ) . برخى آنرا كرشكين ناميدهاند . « كرشكين پنج دانگش ملك حاجى ميرزا يحيى واعظ قزوينى و باقى ملك ورثه آقا سيد جواد مجتهد قزوينى است . اينجا بهقدر 200 خانوار جمعيت و 10 دكان و يك حمام و يك مسجد دارد و ده در وسط قلعه واقع و باغاتش نسبت به باغات خرمدره كمتر است . » ( سفرنامه تبريز به تهران ، 154 ) . « كرشكين مردمان غريبدوست و مهماننواز دارد . رسم معمول ايشان اينكه از ده خارج شده ، از دور كه مسافر و قافله مشاهده مىنمايند ، به فاصله 200 قدم جلو آمده ، بر سر يك نفر مسافر ، قريب