هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

533

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از اوضاع بمبئى مستفسر « 1 » مىشود و زياد حرف مىزند . آمرزش نقد است اسى را كه در اين‌جا * يارى است چو « حورىّ » و سرايى چو بهشتى اين خانه هم متصل است به مسجد . شب‌هاى « احيا » ، مردم جمع شده ، روضه‌خوانى و شب‌زنده‌دارى مىكنند . فرياد « الغوث » ، « الغوث » آنها به آسمان مىرسد . يك چشم به هم زدن ، خواب به چشمم نمىرود . من نيز با مقدسين در شب زنده‌دارى شريك هستم . مختصر ، نه شب خواب دارم و نه روز آرام . آب و هواى بوشهر هم كه مستغنى الوصف است . از رمضان نام مكّارى كازرونى قاطر كرايه كرده ، بيستم رمضان [ 1309 ه . ق . ] قبل از ظهر در بگاره نشسته ، از روى دريا به سمت شيف حركت كرديم و زود به منزل رسيديم . قرار است كه فردا شب از اين‌جا حركت كنيم . روز سه‌شنبه ، بيست و يكم [ رمضان 1309 ه . ق . ] در آن‌جا مانديم . 4 ساعت و نيم از شب چهارشنبه ، بيست و دويّم [ رمضان 1309 ه . ق . ] گذشته از شيف به طرف خوشاب « 2 » كه 6 فرسخ مسافت دارد ، حركت كرده ، طلوع آفتاب وارد شديم . [ خوشاب ] آب خوشاب « 3 » از « چاه » است و بد . برعكس نهند نام زنگى ، كافور . روز بيست و دويم ، در همان‌جا توقف شد . نزديك به غروب ابرى سياه ، كران تا كران گرفت و بناى باريدن گذاشت . ناچار خود را به « خشن‌خانه « 4 » » كه از دل من تنگ‌تر و از بخت من تيره‌تر بود ، رسانيدم .

--> ( 1 ) . مستفسر ( mostafser ) ، آن‌كه دربارهء مطالبى از ديگرى شرح و توضيح خواهد . ( 2 ) . خوشاب ( Xushab ) ، روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان دشتستان استان بوشهر ، در 9 كيلومترى برازجان ، سر راه برازجان به بوشهر . ( 3 ) . « وارد منزل خوش آب مشهور به خشو شديم . هندوانه در اين منزل فراوان و ارزان ، ولى چندان باد گرم و سام مىآيد كه اصلا از زير سايه ، شخصى نمىتوانست بيرون آمدن . » ( سفرنامهء مكه ، ابراهيم كازرونى ، 384 - 385 ) . ( 4 ) . خشن‌خانه ( Xashan xaneh ) ، خانه‌اى كه از نى بوريا سازند و بر در و پنجرهء آن خارشتر بندند و آب بر