هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
52
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
قريب [ به ] دو ماه است كه باز حالش خوش نيست ، اگرچه الحمد للّه « 1 » به شدت ايران نيست ، ولى اسباب نگرانى است . حالت بشره « 2 » و مزاجش خيلى خوب است . قدرى هم چاق شده [ است ] . چندروز قبل رفتيم توى شهر ، خودش را كشيد ، دو سه كيلو زياد شده [ است ] . هواى اينجا خوب است . اشتهايش هم خوب است . حال يحيى خان هم بهتر از پاريس است . صبح و عصرها ، براى اينكه راه بروم ، فرانسواز را همراه گرفته ، گاهى به طرف شهر و گاهى در همان اطراف هتل كه بيرون از شهر است . ( اين مكان را شاميل مىگويند ) و رودخانه بزرگ لارو از اينجا عبور مىكند ، راه مىروم . جايى كه اين رودخانه و رن « 3 » به يكديگر متصل مىشوند ، مىگويند جاى قشنگى است و ديدن دارد . چون در كنار رودخانه مسافت زيادى راه رفته بوديم و گويا نزديك به آن مكان بوديم ، گفتم راه آنجا را بپرسد ، برويم ، ببينيم . فرانسواز از يك زنى كه عبور مىكرد ، پرسيد . گفت : 10 دقيقه راه است تا به اين جا . و يك سمتى از كوچه را نشان داد و بيان كرد كه از كجا به كجا برويد . ما رفتيم . قريب [ به ] نيم ساعت راه رفتيم و به جايى نرسيديم . دوباره از كس ديگر سؤال كرد . او هم سمتى را نشان داده و گفت : پنج دقيقه راه است تا اينجا . ما به آن سمت كه نشان داده بود ، رفته ، يك ربع ساعت ديگر راه رفتيم و اثرى از آن مكان نديديم . بار سيّم سئوال كرد . باز همانطور سمتى را نشان داده و گفتند چند دقيقه بيشتر راه نداريد . من خسته شده و آفتاب هم نزديك به غروب بود . چون بيرون شهر است ، كوچهها خلوت و كالسكه و اتومبيل ، هيچچيز نيست كه
--> ( 1 ) . در اصل : الحمد و للّه ( 2 ) . بشره ( Bashare ) ، روى ، چهره ، صورت ، قسمت سطحى پوست بدن انسان و جانوران . ( 3 ) . رود رن ( Rhone ) ، كه 505 ميل ( 813 كيلومتر ) طول دارد و از بزرگترين رودهاى جهان محسوب مىشود و در كشورهاى فرانسه و سوئيس جارى است .