هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

50

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

از دور جمعى مرد مىآمدند . زن ظهير السلطان گفت : ظل السلطان است . ما فورا به يك خيابان ديگر رفته ، آنها گذشتند . اطراف باغ گردش مفصلى كرديم . زن ظهير السلطان مىگفت : من اين باغ را نديده بودم ، چون در آخر كه است . اسم او پارك من رپه « 1 » است . بعد از ساعتى ، نزديك به غروب آمديم [ به ] هتل . خانم خداحافظى كرده ، رفت به منزل خودش . جلو در باغ هتل ، خيابان وسيعى است . خانهء آنها در توى آن خيابان است . روزها ، گاهى صبح‌ها با فرانسواز مىروم توى شهر و روى كه گردش . روز يك‌شنبه [ اى ] بنا به معمول رفته بودم . از دور ديدم توى درياچه چيز سفيدى بالا رفته [ است ] . شنيده بودم فواره [ اى ] توى درياچه بالا مىرود . معلوم شد روزهاى يك‌شنبه [ آن‌را ] باز مىكنند . رفتيم به طرف او . راه پهنى قريب [ به ] 100 ذرع به توى درياچه كشيده‌اند ، و لوله‌هاى كلفت كه از يك بغل كلفت‌تر كشيده و در انتهاى اين سدّ فواره بالا مىرود . به قدر پنج شش سنگ آب ، 100 ذرع راست بالا مىرود و از آن‌جا پايين مىآيد . به قوه الكتريسيته آب درياچه را اين‌طور بالا مىدهند . ايستاده ، چند دقيقه تماشا كرديم . مردم هم مىآمدند به تماشا . بعد برگشتيم در مراجعت باغ خوبى كنار كه است ، كه ژاردن آنگله مىگويند . حوض بزرگ گردى داشت . آب از اطراف فوارهء گودى كه در وسط بود ، مىريخت . باغچه و چمن و گل‌كارىهاى خوب داشت . از يك طرف او داخل شده ، از طرف ديگر بيرون آمديم و رفتيم به منزل . در هتل با يك خانواده كه از نيس « 2 » آمده‌اند ، يك زن است و دختر جوان او كه بايد قريب [ به ] 20 سال داشته باشد و يك پسر كوچك 10 ساله . برادر شوهر اين خانم كه مرد پيرى است ، ناخوش است [ و ] براى تغيير هوا و ييلاق [ به ] اين‌جا آمده‌اند . اينها

--> ( 1 ) . ParkMon Repos . . ( 2 ) . نيس ( Nice ) ، شهر - بندرى است در جنوب شرقى فرانسه در ساحل درياى مديترانه ، كه سالانه ميليون‌ها توريست براى ديدن آثار تاريخى و جاذبه‌هاى طبيعى فوق العاده زيبايش به آن سفر مىكنند . اين شهر در قرن 5 ق . م . توسط يونانىهاى Nicaea بنا نهاده شده و رومىها از سال 154 ق . م . آن‌را به تصرف خود درآوردند . در سال 2004 م . 000 ، 339 نفر جمعيت داشته است .