هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
387
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
گذشته از اين ، شيوهء فطرى خودم در راه چاكرى آستان مبارك بر بىغرضى بوده و بر خود مخمر نموده ، در راه پستترين « 1 » نوكر و رعيتى كه يك زمانى به كارجان نثارى ولىنعمت كل خواهد خورد ، بىاختيار باشم . در اين چند روزى كه وارد ايل چهاردولى شدهام ، وضعى از حالت و رفتار و كردار عموم خلق اين ايل ملاحظه نموده و فهميده [ ام ] « 2 » ، كه يك چنين ايل بزرگ خدمتگذار از جان گذشته در راه دولت ، اگر به اين وتيره « 3 » رفتار نمايد ، به كلى تمام ، بلكه مفسده بزرگ از خود ايل ظاهر خواهد شد . اين هيچ نيست مگر نفاق در ميانهء خودتان و ملاحظهء بزرگ و كوچك ننمودن و زيردست را حفظ نكردن . چون سركار را شخص عاقل كامل از جان گذشته در راه دولت و ملّت ديده و اخلاص مرا در حق خود مىدانيد ، از شخص سركار استدعا مىكنم ، به هر وسيله كه مىدانيد ، رفع اين عيوبات را از اين ايل بفرماييد ، و راضى نشويد به حكم محكم حضرت مستطاب اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - قانونهاى خوب و مرغوب در ميانهء شماها به دست غيرى جارى شود . امروز ، سركار ريشسفيدتر از همه هستيد . عرض نمىكنم فلان ملك وارث محمود خان را بر خلاف شرع خريده يا اسماعيل آباد از تيول نوروز خان سرتيپ را چرا خريدهايد ، ولى اين فقره دو عيب درش مترّتب است : يكى صرفه صغير در اين مبالغه منظور نيست ؛ و يكى ، مقرب الخاقان نوروز خان را از خود رنجاندن و ديگرى مثل عاليجاه رضا قلى خان ، كه مادام العمر از جاننثارهاى حقيقى سركار بوده و در راه سركار از همه چيز خود مىگذشت ، از خود مأيوس و برى مىفرماييد . در اخلاص كيشى از شخص سركار مستدعى مىباشم از اين مبايعه صرفنظر به طورى بفرماييد كه نه ضرر به سركار برسد و هم فسخ مبايعه شده باشد . باز مثل عاليجاه رضا قلى خان نوكر حقيقى سركار باشد و مخلص هم از زحمت صغير آسوده جمعى از صاحبمنصبان و رؤساى « 4 » ايل را هم به همراه مقرب الحضرت العليه مهدى قلى خان نايب تفنگدار سركارى نموده ، به شفاعت به خانه
--> ( 1 ) . در اصل : پسترين ( 2 ) . در اصل : فهميده ( 3 ) . وتيره ( Vatire ) ، راه ، روش ، طريقه . ( 4 ) . در اصل : رئساى